تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
و قريب و قراب ، و كبير و كبار ، و قد يشدّد للمبالغة فيقال : جمّال و حسّان و كبّار ، و منه قوله :
وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً
. سبب نزول اين آيت آن بود كه چون عمر خطاب باسلام درآمد مسلمانان شاد شدند و كافران بغايت اندوهگن و غمگين گشتند و كار بريشان سخت شد و دشوار ، تا وليد مغيره كه مهتر و پير ايشان بود فرا صناديد و اشراف قريش گفت ، و كانوا خمسة عشر رجلا : بر بو طالب رويد و او را گوئيد : انت شيخنا و كبيرنا و قد علمت ما فعل هؤلاء السفهاء بنا فرّقوا جمعنا و سفّهوا احلامنا و انا جئناك لتقضى بيننا و بين ابن اخيك ، پانزده مرد از ان صناديد و اشراف قريش برخاستند و بر بو طالب شدند و بو طالب بيمار بود ، او را عيادت كردند آن گه گفتند : مىبينى كه اين نادانان و ناكسان بما چه كردند و ما بچه روز رسيديم ؟ جمع ما پراكنده كردند و پيران ما را حرمت برداشتند و خدايان ما را خوار كردند ، اكنون ما بر تو آمديم كه سرور و مهتر ما تويى و تيمار بر ما تويى تا اين برادرزادهء خود را بخوانى و ميان ما و وى براستى حكم كنى ، او ما را با خدايان ما فروگذارد تا ما وى را بخداى وى فروگذاريم ، نه او ما را رنجاند و نه ما او را رنجانيم ، بو طالب كس فرستاد و رسول را ( ص ) بخواند ، رسول خدا آمد و بر بالين وى بنشست ، و بو طالب سخنان ايشان با وى بگفت . رسول اللَّه جواب داد كه : انما ادعوهم الى كلمة واحدة يملكون بها العرب و تدين لهم بها العجم - من ايشان را كه ميخوانم بر يك كلمه ميخوانم تا بدان بر عرب و عجم دست يابند و خلق ايشان را زير دست شوند . بو جهل گفت : ما هى لك فهى لك و عشر امثالها - آن چه كلمت است و چه درخواست بگو تا مرادت بدهيم اين و ده چندين . رسول خداى فرمود : « تشهدون ان لا إله الّا اللَّه » . آن بدبختان بيگانگان چون كلمت شهادت شنيدند نفور گشتند و بخشم و غيظ برخاستند و رفتند و ميگفتند : «
أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً
» - مىبينى كه چه ميگويد ، خدايان را با يكى آورد ، يك خداى كار همه عالم و همه خلق چون راست دارد ، فانزل اللَّه هذه الآيات . آن گه وليد مغيره با قوم ميگويد : «
امْشُوا
» و اتركوا محمدا «
وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ
»