تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
ناآمده انديشه نبايد كه آن در حكم اوست و حاضر نگاه نبايد داشت كه آن در ملك اوست ، از ازل تا ابد به او كم از يك نفس و صد هزار سال به او كم از يك ساعت ، دى و فردا بنزديك او نيست ، او در عزّت دائم است و به قدر خويش قائم جل جلاله و عظم شأنه . اينست سرّ آن سخن كه عبد اللَّه بن مسعود گفت : انّ ربكم ليس عنده ليل و لا نهار . نظير آيت خوان
« سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى »
، عبدى پيش از ان كه تو گفتى كه من بندهء توام من گفته‌ام كه من خداوند توام ،
« إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
- پيش از ان كه تو گفتى كه من دوست توام من گفته‌ام كه من دوست توام
« يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ »
. عبدى تو نبودى و من ترا بودم خود را بعزّت بودم ترا برحمت بودم « كن لى كما لم تكن فاكون لك كما لم ازل » . پير طريقت گفت : از كجا بازيابم آن روز كه تو مرا بودى و من نبودم ، تا باز آن روز نرسم ميان آتش و دودم ، ور به دو گيتى آن روز را بازيابم بر سودم ، و ربود تو دريابم بنبود خود خشنودم .