3 - النوبة الاولى
( 37 / 138 - 83 )
قوله تعالى :
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ ( 83 )
و از هم دينان « 1 » نوح ، ابراهيم است .
إِذْ جاءَ رَبَّهُ
كه خداى خويش را آمد ،
بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ( 84 )
بدلى رسته از گمان و انبازن .
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ
آن گه كه فرمود پدر خويش را و كسان خويش را :
ما ذا تَعْبُدُونَ ( 85 )
اين چه چيز است كه مىپرستيد ؟
أَ إِفْكاً آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ ( 86 )
بدروغ خدايان فرود از اللَّه ميخواهيد .
فَما ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 87 )
چه پنداريد و ظن چه بريد به خداوند جهانيان [ كه فردا او را بينيد و جز از او پرستيده باشيد « 2 » ] ؟
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ( 88 )
نگرستنى در نگرست در شمار نجوم بفريب « 3 » و دستان .
فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ ( 89 )
گفت من بيمار ميخواهم شد [ ببيمارى طاعون ] .
فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ ( 90 )
برگشتند ازو و برو پشت كردند .
فَراغَ إِلى آلِهَتِهِمْ
با خدايان ايشان گشت پنهان ،
فَقالَ أَ لا تَأْكُلُونَ ( 91 )
گفت چيزى نخوريد ؟
ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ ( 92 )
چرا سخن نگوئيد ؟
فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً
در گشت بر ايشان پنهان از ان قوم به زخم ،
بِالْيَمِينِ ( 93 )
به آن سوگند كه داشت راست كردن آن را .
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ
روى دادند به او ،
يَزِفُّونَ ( 94 )
و دوستند درو .
قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ ( 95 )
ابراهيم گفت مىپرستيد آنچه مىتراشيد ؟
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : هام دينان ،
( 2 ) - نسخهء الف : بيد .
( 3 ) - نسخهء الف : بفرهيب .