تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
وَ آيَةٌ لَهُمُ
و نشانى است ايشان را [ بر توانايى ما ] ،
اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ
اين شب كه مىدركشيم ازو روز ،
فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ ( 37 )
تا ايشان در تاريكى ميشوند .
وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها
و خورشيد ميرود آرامگاه خود را ،
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ( 38 )
آن راست داشته و باز انداختهء خداى تواناى داناست .
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ
و ماه اندازه كرديم آن را در رفتن منزلها در شبانروز ،
حَتَّى عادَ
تا آن گه كه باز گردد ،
كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ( 39 )
چون شاخ خرما بن يك سالهء خشك .
لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها
نه آفتاب را سزد ،
أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ
كه ماه را دريابد [ و كار و بار او ] ،
وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ
و نه شب روز را كم آرد و عاجز [ كه در دست گيرد كار و بار او ] ،
وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ( 40 )
و هر دو در فلك فراخ ميروند .
وَ آيَةٌ لَهُمْ
و نشانى است ايشان را [ بر توانايى ما ] ،
أَنَّا حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ
كه ما برداشتيم پدران ايشان را كه فرزندان را زادند ،
فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ( 41 )
در آن كشتى گران بار پر كرده .
وَ خَلَقْنا لَهُمْ
و بيافريديم ايشان را ،
مِنْ مِثْلِهِ
از هم مانند كشتى نوح ،
ما يَرْكَبُونَ ( 42 )
آنچه مىبرنشينند بران .
وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ
و اگر خواهيم ايشان را در آب كنيم ،
فَلا صَرِيخَ لَهُمْ
فريادرس نبود ايشان را ،
وَ لا هُمْ يُنْقَذُونَ ( 43 )
و ايشان را نرهانند .
إِلَّا رَحْمَةً مِنَّا
مگر بخشايشى از ما ،
وَ مَتاعاً إِلى حِينٍ ( 44 )
و برخوردارييى تا فراسرانجام .
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ
چون ايشان را گويند :
اتَّقُوا ما بَيْنَ أَيْدِيكُمْ
بپرهيزيد از پاداش گناهان كه كرديد از پيش ،
وَ ما خَلْفَكُمْ
و گناهان كه خواهيد كرد ازين