ملك مقرّب » .
در آثار بيارند كه در به دو آفرينش ، آدم كه ربّ العزة نشر بساط تو قير آدم را و تمهيد قاعدهء عصمت او را با فريشتگان اين خطاب كرد كه
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
ايشان بطريق استخبار گفتند : «
أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها
» و رب العزّة ايشان را جواب داد كه
إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
ايشان از آن گفت پشيمان شدند و بتضرع در آمدند و در طلب رضاى حقّ كوشيدند گفتند : الهنا نسمع خطابك و نخاف عقابك و نطيع من اطاعك فارض عنّا - خداوندا سمع ما فداى خطاب قديم تو و نهاد ما فداى قهر و عتاب تو عبادت و تقديس ما نثار اقدام وفاداران درگاه تو مراد ما آنست كه حضرت رضاى تو بمنّت ازلى ما را قبول كند . خطاب آمد : كه رضاى مادران است كه شما كه كرام مقربانايد گرد عرش ما طواف ميكنيد و جنايت ناكردهء ذرّيت آدم را كه هنوز در كتم عدماند استغفار ميكنيد ، اينست كه ربّ العالمين فرمود :
وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ
و شما كه نقباى حجبايد براى عصيان اهل غفلت را از ذرّيت آدم مىگرييد تا بسبب گريستن شما معاصى ايشان بمغفرت بپوشيم ، و فى ذلك ما
روى انّ النّبي ( ص ) : قال : « لمّا اسرى بى الى السّماء سمعت دويّا فقلت ما هذا يا جبرئيل ؟ قال هذا بكاء الكرّوبيّين على اهل الذّنوب من امّتك »
«
يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ
» قول اهل تحقيق آنست كه مراد به اين علوّ همّت است همت عالى كسى را دهد كه خود خواهد ، اصحاب همت سهاند : يكى را همت دنياست غايت اميد وى آن و قطب آسياى سعى وى آن و
فى الخبر : « من اصبح و الدّنيا اكبر همّه فليس من اللَّه و الزم قلبه اربع خصال همّا لا ينقطع عنه ابدا و شغلا لا يتفرّج منه ابدا و فقرا لا يبلغ غناه ابدا و املا لا يبلغ منتهاه ابدا » .
شب معراج مصطفى عليه الصلاة و السلام شخصى را ديد بر صورت عروسى آراسته گفت اى جبرئيل اين شخص كيست ؟ گفت دنياست كه خود را در ديدهء دون همتان مىآرايد و امّت تو از هفتاد هزار يكى بود كه جان خود را از عشق جمال او در طلب خدا باز خرد . و كسى را كه همّت او همه دنيا بود ازو بوى قطيعت آيد و نعوذ باللّه منه ، ديگرى را همّت وى تا بعقبى رسد باغ و بستان و نعيم الوان