تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
« من رفع قرطاسا من الارض مكتوب فيه بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم غفر اللَّه له ما تقدم من ذنبه » - هر كه پاره‌اى كاغذ كه برو بسم اللَّه نوشته باشد از زمين بردارد تعظيم و احترام نام و صفت اللَّه را ؛ در ان حال از حضرت عزت امر آيد بفريشتهء دست چپ وى كه قلم عفو گرد جرائد جرائم وى دركش كه ما گناهان وى هر چه تا امروز كرد از صغائر و كبائر همه آمرزيديم . در ضمن اين حديث اشارتى است و در معنى وى بشارتى : كسى كه نام خداوند از روى تعظيم بدست برگيرد چنين خلعت رفعت مىيابد ، پس چگويى ؟ كسى كه اين نام بدل برگيرد و بجان بپذيرد از روى مهر و محبّت اگر فردا خلعت رحمت يابد و بعزّ وصلت رسد چه عجب باشد ؟ نام خداوندى است كه حكم او بىزلل فعل او بىحيل صنع او بىخلل خواست او بىعلل وصف او بىمثل مقدرّى لم يزل ، نام خداوندى كه عطاى او از خطاى تو بيش ، وفاى او از جفاى تو بيش ، غفران او از عصيان تو پيش ، احسان او از كفران تو بيش ، نعمت او از حاجت تو بيش ، رحمت او از معصيت تو بيش . اى خداوندى كه در ذات بىمثالى و در صفات بىهمانى در حكم بىاحتيالى و در صنع بىاختلالى صانع باجلالى و قادر بر كمالى خالق لم يزل و لا يزالى .
جمالك لا يقاس الى جمال * و قدرك جلّ عن درك المثال و حبّك سار فى كبدى و قلبى * مسير الشمس فى كبد الهلال
«
الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
» الحمد للَّه الّذى هو لى هو الحمد الذى حمدت به نفسى لاحمدكم . حمدى كه مرا شايد آن حمد است كه از ما آيد نه آن كه از تو آيد . از آب و خاك چه آيد كه جلال عزّت و جمال صمديّت مرا شايد ؟ نعت حدثان را بقدم چه راهست رسم فانى به حق باقى كى رسد ؟ لم يكن ثم كان ، حمد لم يزل و لا يزال چون تواند ؟ اى آدمى حمد تو معلول است بتقاضاى عفو و مغفرت ، معلول كى بود شايستهء حضرت جلال عزّت ، جلالى را كه منزّه است از علل و مقدس از خلل حمدى ؛ بايد حقيقت و آن جز حمد من كه خداوندم نيست كه من حق‌ام و صفات من حقيقت ، عبدى اكنون من بسزاى خود حمد آوردم تو نيز بسزاى خود بر حدّ امكان خود حمد من بيار تا آن مجاز تو
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 166 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )