بار خدايا زلّت چون مبارك باشد ؟ گفت : اى داود پيش از ان زلّت هر بار كه بدرگاه ما آمدى ملكوار مىآمدى با كرشمه و ناز طاعت ؛ و اكنون كه مىآيى بندهوار مىآيى با سوز و نياز مفلسى ؛
« يا داود انين المذنبين احبّ الىّ من صراخ العابدين »
، اين آن فضل است كه رب العالمين داود را داد و بر وى منت نهاد كه :
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا
، و در اخبار داود است كه زبور مىخواند و نام گناهكاران بسيار برمىآمد ؛ از روى غيرت و صلابت در دين گفت :
اللّهم لا تغفر للخطّائين
- بار خدايا ! گنهكاران را ميامرز .
گفتند : اى داود نهمار بىشفقتى بر گناهكاران ! باش تا محمد عربى قدم در دايرهء وجود نهد و بر گناه ناكردهء امّت استغفار كند كه :
« اغفر لى ما قدّمت و ما اخّرت »
، و لسان قدر ميگويد كه : اى داود تو در بند پاكى خود ماندهاى ؛ باش تا از دست قضا و قدر قفا خورى ؛ آن گه بدانى كه چه گفتى و كجا ايستادهاى ، و جبرئيل در راه آمده كه اى داود تير قضا از كمان قدر جدا شد ؛ هان خود را نگهدار ! اگر توانى ، داود از سر تحيّر و پشيمانى در محراب نشسته ديده بر زبور داشته و با ذكر و عبادت پرداخته تا حديث مرغ در پيش آمد و نظر وى بزن اوريا افتاد ، و اين قصه در سورهء ص بشرح گفته آيد ان شاء اللَّه ، پس بعاقبت داود ميگفت : اللّهم اغفر للمذنبين فعسى ان تغفر لداود فيما بينهم .
2 - النوبة الاولى
( 34 / 23 - 12 )
قوله تعالى :
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ
و [ مسخر كرديم و نرم ] سليمان را باد ،
غُدُوُّها شَهْرٌ
بامداد بردن باد او را بيك ماهه راه ،
وَ رَواحُها شَهْرٌ
و شبانگاه بردن او را بيك ماهه راه ،
وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ
و او را چشمهء مس روانييم ؟ ،
وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ
و از پريان كسانى پيش او ايستاده ،
بِإِذْنِ رَبِّهِ
بفرمان خداوند او ،
وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ
و هر كه بگشتيد « 1 » ازيشان ،
عَنْ أَمْرِنا
از فرمان ما ،
نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِيرِ
( 12 ) چشانيم او را از عذاب آتش .
هامش
( 1 ) - بگشتيد - بگشتى .