اشارات اوست ، معاهد حقيقت بشارات اوست ، قديم نامخلوق ذات و صفات اوست ، خداوندى كه مصنوعات در زمين و سماوات از قدرت او نشانست ، مخلوقات و محدثات از حكمت او بيانست . موجودات و معلومات بر وجود او برهانست ، نه متعاور « 1 » زيادت نه متداول نقصانست .
وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ
، جايى ديگر فرمود :
لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولى وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
- حمد و شكر مرورا در دو جهان كه نعمتها همه ازوست در دو جهان ، مدح و ثنا بسزا مرورا در دو جهان ، كه يكتايى و بىهمتايى خود او راست در دو جهان .
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
- بدانكه رب العزة جل جلاله خلق را در وجود آورد بفضل خويش و ايشان را كسوهء فطرت پوشانيد و روزى داد بلطف خويش و از بلاها نگه داشت و طاعات با تقصير قبول كرد و بيك عذر ازيشان بسيارى زلات و جرائم عفو كرد و توفيق طاعت ارزانى داشت و از معصيت عصمت كرامت كرد و راه بايمان نمود و دل را بمعرفت بياراست و از كفر نگه داشت و قرآن مجيد منشور داد و سيد المرسلين و خاتم النبيين را پيغامبر و قدوه كرد ، چون بندگان از گزارد شكر اين نعمتها عاجز آمدند ، فضل و كرم خود پيدا كرد و لسان لطف را نيابت اين عاجزان و مفلسان داد و خود را حمد گفت به چند جايگه :
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
، اين همه نيابت داشتن بندگان است در شكر آلا و نعماى خويش و نشان دوستى است ، زيرا كه در راه محبت از دوست نيابت داشتن شرط دوستى است ، چنانستى كه رب العزة گفتى :
بندهء من اين نعمتها كه دادم بىتو دادم و اين قسمت كه كردم بىتو كردم و چنان كه بىتو قسمت كردم بىتو حمد آوردم و به حكم دوستى ترا نيابت داشتم تا بدانى كه دوست مهربانت منم ؛ لطيف و كريم و رحيم ببندگان منم .
يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها
ادا دفن العبد ، يعلم ما الذى كان فى
هامش
( 1 ) - متعاور : متداول ( قاموس المحيط ) .