تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
زلّه‌اى از ان بجان تو فرستند . و جهد ان كن كه در خواب نروى مگر كه خوابت بيوكند « 1 » در ميان ذكر . در خبر است كه هر كه در خواب رود در ميان عبادت ربّ العزّة به مكان او وا فريشتگان مباهات كند ، كه اين گدا را مىبينيد بتن در خدمت و بدل در حضرت ؟
چه وقت خفتن است اى دوست برخيز * ترا زين پس كه خواهد داشت معذور بوقت صبح خوش خفتن نه شرط است * مرا بگذاشتن سرمست و مخمور
. . .
يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً
خوفا من الفراق و القطيعة ، و طمعا فى اللقاء و الوصلة . همه ما را خوانند ، همه ما را دانند ، گهى از بيم فراق بسوزند ، گهى باميد وصال بيفروزند . پير طريقت گفت : خواب بر دوستان حرام در دو جهان ، در عقبى از شادى وصال ، و در دنيا از غم فراق ، در بهشت با شادى مشاهدت خواب نه ، و در دنيا با غم حجاب خواب نه . به داود ( ع ) وحى امد كه يا داود كذب من ادّعى محبّتى فاذا جنّه الليل نام عنّى أ ليس كل حبيب يحبّ خلوة حبيبه ؟ بىخوابى و بيدارى در شب نشان قرب حق است ، و دليل كمال محبت ، زيرا كه اوّل درجه در محبت طلب موافقت است . و صفت حقّ جلّ جلاله انست كه
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
ادمى را از خواب و مرگ چاره نيست لكن بان مقدار كه بتكلّف خواب از خود دفع كند و صفت بيخوابى خود را كسب كند طلب موافقت كرده باشد به قدر امكان و اين از وى جهد المقل باشد . و كريمان از عاجزان اندك به بسيار بردارند و تكلّف بحقيقت بينگارند ، و مصطفى ( ص ) چون به محل قرب رسيد صفت نوم از خويشتن اندر محل قرب نفى كرد گفت : تنام عيناى و لا ينام قلبى چشم كه با خلق است مىبخسبد امّا دلم با حق است و نخسبد . و در خبرست كه بهشتيان را خواب روا نيست زيرا كه
هامش
( 1 ) بيفكند ( ج )
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 540 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )