تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
بسر شراب وصل انا جليس من ذكرنى مىنوشند ، و ذرائر اطباق كونين زبانهاى تعطّش از عين شوق گشاده ، كه : و للارض من كأس الكرام نصيب . اگر سحرگاه نه عزيزترين ساعات بودى كلام مجيد در حق ان عزيزان اين بشارت كجا فرستادى كه :
قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا
فرزندان يعقوب ( ع ) پيش پدر شدند گفتند اى پدر ما را از خداوند خويش بخواه بجرمى كه كرده‌ايم يعقوب ( ع ) بوقت سحرگاه قصد بارگاه اعظم كرد و روى بكعبهء دعا اورد و بعذر فرزندان مشغول شد . از حضرت جلال ندا رسيد كه اى يعقوب حرمت اين وقت را و شرف اين ساعت را از فرزندان تو راضى شديم . ان خداوند مقنعه را مىايد رابعة العدويه چون نماز خفتن بگزاردى پاس دل داشتى تا وقت صبح صادق با خود ميگفتى :
يا نفس قومى فلقد نام الورى * ان تفعلى خيرا فذو العرش يرى و انت يا عين اهجرى طيب الكرى * عند الصباح يحمد القوم السّرى
فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ
جليل صفتى است ، و عزيز حالى ، و بزرگوار كرامتى ، كه اللَّه ميفرمايد :
فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ
كس نداند و هيچ وهم و فهم بدريافت ان نرسد كه من ساخته‌ام و پرداخته از بهر دوستان خود ، اگر ايشان خدمتهاى نهانى فرا پيش داشتند ، من نيز خلعتهاى نهانى فرا دست نهادم ، اينت روشنايى چشم كه ايشان را خواهد بود چون خلعتهاى نهانى بينند و كرامتهاى ربّانى ان عيش روحانى با صد هزار طبل نهانى و ان سور و سرور جاودانى ، خورشيد شهود از افق عيان برآمده ، نسيم صحبت از جانب قربت دميده ، گل كرامت از شاخ وصلت شكفته . پير طريقت گفت اى درويش دل ريش ، اى سوختهء مهر ازل ، اى غارتيدهء عشق دل خوش‌دار و اندوه مدار ، كه وقتى خواهد بود كه پردهء عتاب از روى فضل برخيزد و ابر لطف باران كرم ريزد ، و جوى برّ در جوى قرب اميزد ، و حد حساب