تنزيل و هل اتى على الانسان .
و
عن جابر قال كان النبى ( ص ) لا ينام حتى يقرأ تبارك و الم تنزيل .
النوبة الثالثة
قوله :
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ
الآية . . . ربّ العالمين جلّ جلاله و تقدست أسماؤه و تعالت صفاته اندرين ايت دوستان خود را جلوه مىكند و ايشان را بر فريشتگان عرضه مىكند ، كه همه روز آفتاب را مينگرند تا كى فرو شود ، و پردهء شب فرو گذارند ، و جهانيان در خواب غفلت شوند ، ايشان بستر نرم و گرم بجاى مانند ، و قدم بقدم باز نهند . تا با ما راز گويند . فمن بين صارخ و باك و متأوّه چشمهاشان چون ابر بهاران ، دلهاشان چون خورشيد تابان ، رويهاشان از بىخوابى برنگ زعفران .
اويس قرنى قدّس سرّه چون شب درآمدى گفتى : هذه ليلة الركوع ، هذه ليلة السجود ، يا بركوعى يا بسجودى شب به آخر اوردى « 1 » ، گفتند اى اويس چون طاقت ميدارى شبى بدين درازى بر يك حال ؟ گفت كجاست شب دراز ؟ كاشكى ازل و ابد يك شب بودى ، تا ما سجودى به آخر اورديمى « 2 » نه سه بار در سجودى سبحان ربّى الاعلى سنّت است ، ما هنوز يك بار نگفته باشيم كه روز ايد .
شبهاى فراق تو كمانكش باشد * صبح از بر او چو تير ارش باشد
و ان شب كه مرا با تو بتا خوش باشد * گويى شب را قدم در اتش باشد
اى جوانمرد در ميانه شب سحرگاهى باز نشين وضويى برآر ، روى فرا قبله كن و دو ركعت براز و نياز بگزار ، تا هر چه اويس قرنى را در حوصله نوش امد
هامش
( 1 ) بردى ( الف )
( 2 ) اورديد ( الف )