تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
دل بشادى بيفروزد ديگر روزش به آتش هلاك بسوزد .
احلام نوم او كظلّ زائل * انّ اللبيب بمثلها لا يخدع
و فى بعض الآثار : انّ الدنيا دار من لا دار له و مال من لا مال له ، يجمع من لا عقل له و بها يفرح من لا فهم له . همومها دائم و سرورها مائل ، و نعيمها زائل :
اگر در قصر مشتاقان ترا يك روز بارستى * ترا با اندهان عشق اين جادو چه كارستى و گر رنگى ز گلزار حديث او ببينى تو * به چشم تو همه گلها كه در باغست خارستى
. . .
وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
، اين حيات لعب و لهو در چشم كسى آيد كه از حيات طيّبه و زندگانى مهر خبر ندارد ، خداى را دوستانىاند كه زندگانى ايشان امروز بذكر است و به مهر ، و فردا زندگانى ايشان بمشاهدت بود و معاينت . زندگانى ذكر را ثمره انس است و زندگانى مهر را ثمره فنا . ايشان اند كه يك طرف ازو محجوب نه‌اند ، ور هيچ محجوب مانند زنده نمانند .
غم كى خورد او كه شادمانيش تويى * يا كى مرد او كه زندگانيش تويى
سيرت و صفت اين جوانمردان چيست ؟ -
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
اى - الذين زيّنوا ظواهرهم بالمجاهدات زيّنا سرائرهم بالمشاهدات . شغلوا ظواهرهم بالوظائف لانّا اوصلنا الى سرائرهم
جاهَدُوا
درين موضع بيان سه منزلست : يكى جهد اندر باطن با هوى و با نفس ، ديگر جهاد به ظاهر با اعداء دين و كفار زمين ، سديگر اجتهاد با قامت حجّت در بيان حق و حقيقت . هر چه بر تن ظاهر شود در دفع كفار آن را جهاد گويند ، و هر چه در اقامت حجّت و طلب حق و كشف شبهت باشد مر آن را اجتهاد گويند ، و هر چه اندر باطن بود اندر رعايت عهد الهى مر آن را جهد گويند . اين
جاهَدُوا فِينا
بيان هر سه