النوبة الثالثة
قوله تعالى
وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ
الآيه ، از روى ظاهر بر لسان تفسير معنى آيت آنست كه ما ترا پيغامبر امّى كرديم ، نه خواننده نه نويسنده ، نه هرگز به هيچ كتّاب رفته و نه هيچ معلم ديده ، تا عالميان بدانند كه آنچه مىگويى از احكام شريعت و اعلام حقيقت و خبر مىدهى از قصه پيشينان و آئين گذشتگان و نيك و بد جهان و جهانيان ، همه از وحى پاك مىگويى و از كتاب منزل و پيغام راست و كلام حق دلالت بر صحت نبوّت و تحقيق رسالت و انتفاء شبهت . امّا اهل معرفت و جوانمردان طريقت رمزى ديگر ديدهاند درين آيت ، و سرّى ديگر شناختهاند ، گفتند رب العالمين چون خواست كه آن سيد را بتخاصيص قربت و تحقيق رسالت مخصوص گرداند و سينهء پاك وى شايسته مكاشفات و ملاطفات خود كند از نخست شواهد الهيت لختى برو كشف كرد تا غوغاء طبيعت و آلايش بشريّت از نهاد وى رخت برداشت و سينهء وى از اغيار پاك گشت و از معلومات و مرسومات آزاد ، فلمّا خلا قلبه و سرّه عن كل معلوم و مرسوم ورد عليه خطاب الحق و شاهد الصدق غير مقرون بممازجة طبع و مشاركة كسب و تكلف بشرية و صار كما قيل :
اتانى هواها قبل ان اعرف الهوى * فصادف قلبا فارغا فتمكّنا
همهء پيغامبران را اول قاعدهء دولت و رتبت ولايت كه نهادند از روش ايشان نهادند ، آن گه از روش خويش بكشش حق رسيدند ، باز مصطفاى عربى پيغامبر هاشمى ، نخست قاعدهء دولت وى از جذبهء حق ساختند پيش از دور گل آدم بكمند كشش معتصم گشته بود تا همى گفت :
« كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطين »
انبياء هر يكى على الانفراد