تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧

النوبة الثالثة

قوله :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ
ابداء و اعادت خلق از روى ظاهر نشأة اولى و نشأة اخرى است و از روى باطن اشارت است فرا تغيّر اوقات و تكرّر احوال ارباب القلوب ، گهى در قبض باشند و گهى در بسط ، گهى در هيبت گهى در انس ، ساعتى غيبت بر ايشان غالب ، ساعتى حضور ، ساعتى سكر ، ساعتى صحو ، ساعتى بقا ، ساعتى فنا ، بنده آن ساعت كه در قبض باشد و در هيبت حدّ وى در اظهار بندگى تا طمع مغفرت بود و خوف عقوبت ، چنانك رب العزّة گفت :
يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً
. باز چون قدم در عالم بسط نهد و شواهد انس بيند از حول و قوت خويش محرر شود ، از ارادت و قصد خويش مجرّد گردد ؛ بفتوح تجريد زندگانى كند ،
يُرِيدُونَ وَجْهَهُ
مقصد و قبلهء همت وى گردد . نفس وى درين حال چنان باشد كه شبلى گفت از سرمستى و بيخودى كه : در قيامت هر كسى را خصمى خواهد بود و خصم آدم منم تا چرا بر راه من عقبه كرد تا در گلزار او بماندم . گاهى كه در بسط بود چنين ميگفت و گاهى كه در قبض بود ميگفت : ذلّى عطّل ذلّ اليهود . باز ديگر باره او را بابسط و انس دادند تا ميگفت : « اين السّماوات و الارضون حتى احملها على شعرة جفن عينى » . اينست معنى « تكرار احوال » كه ابداء و اعادت بوى اشارت است و مصداق اين از عزّت قرآن است كه گفت جلّ جلاله
لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ
، اى - حالا بعد حال و از سيرت و روش مصطفى ( ص ) آنست كه روزى ميگفت : « انا سيّد ولد آدم » باز در حال قبض ميگفت : « ما ادرى ما يفعل
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 397 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )