قريب ،
يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ
در اين كلمت خلاف بسيار است ميان علما : قومى گفتند وى جدا است و
وَيْكَأَنَّ
جدا ، وى كلمهء ترحم است و
وَيْكَأَنَّ
كلمهء تعجب . چنان است كه كسى از روى ترحم و تعجب با ديگرى گويد : وى لم فعلت ذلك وى اين چيست كه تو كردى . همچنين ايشان كه آن آرزوى كردند پشيمان شدند ، با خود افتادند هم از روى ترحم هم از روى تعجب گفتند : وى آن چه آرزوى بود كه ما كرديم ؛ قومى گفتند و يك جدا است و ان اللَّه جدا و يك بمعنى ويلك است و ان اللَّه منصوب است باضمار : اعلم ، اى - اعلم
وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ
، قومى گفتند :
وَيْكَأَنَّ
جمله يك كلمه است بمعنى الم تر ، الم تعلم چنان كه گويى : اما ترى الى صنع اللَّه و احسانه . همانست كه پارسيان در اثناء سخن گويند ، چون از اللَّه بر خود نعمتى شناسند : نمىبينى كه خداى با من چه كرد ؟
و روى انّ اعرابية قالت لزوجها . اين ابنك ؟ فقال : ويكانّه وراء البيت ، يعنى اما ترينه وراء البيت ؛ قومى گفتند كلمه تنبيه است بمنزلهء الا چنانك بعضى شعرا گفتهاند :
ويكأن من يكن له نشب يحبب * و من يفتقر يعيش ضرّ
و المعنى الا من يكن له نشب .
« ثم قال :
يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ
على ما يوجبه الحكمة .
و قيل كانّ اللَّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباده
وَ يَقْدِرُ
تعجّب . اى - كأنّه يبسط الرزق لكرامته عليه ، او يضيق لهوانه عليه . از روى تعجّب ميگويد : پندارى آن را كه روزى ميگستراند فراخ به روى از آنست كه بنزديك اللَّه گرامىترست از ديگران يا برو كه مىفرو گيرد خوارتر است از ديگران . يعنى كه نيست . اى لا يبسط الرزق على من يبسط لكرامته عنده و لا يقدر على من يقدر لهوانه عليه .
لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا
فلم يعطنا ما تمنّيناه
لَخَسَفَ بِنا
كما خسف بقارون . قرأ حفص بفتح الخاء و السين و