تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
همى شود . پس ربّ العالمين او را پيغام داد گفت سوى فرعون شو و پيغام ما به او گزار چنان كه گفت :
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى
و اين عصا و يد بيضا هر دو ترا حجّت است بر درستى نبوّت و پيغام رسانيدن ما ، اينست كه ربّ العالمين گفت :
فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ
. موسى چون بدانست كه او پيغامبر است و بر فرعون مىبايد شد حاجت خواست ، گفت :
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي
رب العالمين حاجت وى چنان كه خواست تا آخر آيت همه روا كرد و موسى پاره‌اى تند بود و نيز آن تندى و تيزى از وى برداشت و او را گرامى كرد و برسالت سوى فرعون فرستاد . موسى حاجتى ديگر خواست گفت :
رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي
. رب العالمين حاجت وى روا كرد و هارون را پيغامبرى داد و با او يار كرد چنان كه گفت :
سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما
. چون اين مناجات تمام شد ربّ العالمين او را بازگردانيد . خلافست ميان علما كه موسى آن گه پيش عيال باز شد يا هم از آنجا بمصر رفت سوى فرعون ؟ قومى گفتند هم از آنجا سوى مصر شد و اهل و عيال را در آن بيابان بگذاشت . سى روز در آن بيابان ميان مدين و مصر بماندند ، تنها دختر شعيب بود و دو فرزند موسى و آن گوسفندان . آخر بعد از سى روز شبانى بايشان بگذشت و دختر شعيب را ديد و او را شناخت دلتنگ و اندوهگن نشسته و ميگريد . آن شبان ايشان را در پيش كرد و با مدين برد پيش شعيب . و قومى گفتند موسى چون از مناجات فارغ شد همان شب بنزديك اهل و عيال باز رفت ، عيال وى او را گفت آتش آوردى ؟ موسى گفت من بطلب آتش شدم نور آوردم و پيغامبرى و كرامت خداوند جلّ جلاله . آن گه برخاستند و روى بمصر نهادند چون بدر شهر مصر رسيدند وقت شبانگاه بود موسى فرزندان و عيال و گوسفندان بدر مصر جايى فرو آورد و خود تنها در مصر رفت بر