كانّهم منهم بل هم هم ، ثم يستنقذهم اللَّه قبل الموت و لو بفواق ناقة ، و ليعملن اهل الشقاء به عمل اهل السعادة حتى يقال كانّهم منهم بل هم هم ، ثم ليخرجنّهم اللَّه قبل الموت و لو بفواق ناقة . السّعيد من سعد بقضاء اللَّه و الشقى من شقى بقضاء اللَّه و الاعمال بالخواتيم » .
و
قال ( ص ) : « انّ العبد ليعمل عمل اهل النار و انّه من اهل الجنّة و يعمل عمل اهل الجنّة و انّه من اهل النّار و انّما الاعمال بالخواتيم » .
و
قالت عائشة دعى رسول اللَّه ( ص ) الى جنازة صبىّ من الانصار فقلت طوبى لهذا عصفور من عصافير الجنّة لم يعمل سوا قال او غير ذلك يا عائشة ، انّ اللَّه خلق الجنّة و خلق النّار فخلق لهذه اهلا و لهذه اهلا خلقهم لها و هم فى اصلاب آبائهم .
بر وفق اين اخبار آوردهاند كه رسول خدا حكايت كرد كه در بنى اسرائيل زاهدى بود دويست سال عبادت كرده و در آرزوى آن بود كه وقتى ابليس را ببيند تا با وى گويد الحمد للَّه كه درين دويست سال ترا بر من راه نبود و نتوانستى مرا از راه حق بگردانيدن آخر روزى ابليس از محراب خويشتن را به او نمود ، او را بشناخت ، گفت : اكنون بچه آمدى يا ابليس ؟ گفت دويست سالست تا ميكوشم كه ترا از راه ببرم و بكام و مراد خويش درآرم و از دستم برنخاست و مراد من برنيامد ، و اكنون تو درخواستى تا مرا بينى ديدار من ترا بچه كار آيد ؟ كه از عمر تو دويست سال ديگر مانده است . اين سخن بگفت و ناپديد گشت زاهد در وساوس افتاد گفت از عمر من دويست سال مانده و من خويشتن را چنين در زندان كردهام ؟ از لذّات و شهوات باز مانده و دويست سال ديگر هم برين صفت دشخوار بوده تدبير من آنست كه صد سال در دنيا خوش زندگانى كنم لذّات و شهوات آن به كار دارم آن گه توبت كنم و صد سال ديگر بعبادت بسر آرم كه اللَّه تعالى غفور و رحيم است . آن روز از صومعه بيرون آمد سوى خرابات شد و به شراب و لذّات باطل مشغول گشت و بصحبت مؤمنات تن در داد ، چون شب درآمد عمرش به آخر رسيده بود ملك الموت درآمد و بر سر آن
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٢٥٥