تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
سخنان من دروغ شمرديد ؟
وَ لَمْ تُحِيطُوا بِها عِلْماً
و آن را در نيافتيد
أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
( 84 ) تا آن خود چه بود كه مىكرديد .
وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ
ايشان را بيفتاد آن گفت كه وعيد گفته بود ايشان را و واجب گشته رسيدن عذاب بر ايشان
بِما ظَلَمُوا
به آن ستم كه كردند [ بر خويشتن ]
فَهُمْ لا يَنْطِقُونَ
( 85 ) ايشان [ آن روز ] خاموش مانند هيچ سخن نگويند [ از نوميدى و خوارى ] .
أَ لَمْ يَرَوْا
نمىبينند
أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ
كه ما شب تاريك كرديم تا آرام گيرند در آن
وَ النَّهارَ مُبْصِراً
و روز روشن كرديم تا مىبينند در آن
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ
در آن نشانى سخت پيداست [ كردگار را بر توانايى و دانايى و يگانگى ]
لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
( 86 ) گروهى را كه بگروند .
وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ
آن روز كه در دمند در صور
فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
بترسد اهل [ هفت ] آسمان و [ هفت ] زمين
إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ
مگر آنكه خدا خواهد
وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ
( 87 ) و همه آمدنيند به او ناچار و ناكام .
وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً
و كوه‌ها بينى پندارى كه بر جاى است [ ايستاده با سنگ ]
وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ
و آن ميرود چنان كه ابر رود [ از بيم سست گشته و تباه و بىسنگ ]
صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ
اين صنع خداى است آن [ توانا ] كه هر چه كرد محكم كرد و استوار
إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ
( 88 ) او آگاه است و دانا بهر چه ميكنيد .
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ
هر كه نيكى آرد [ فردا ]
فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها
او راست به از آن
وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ
( 89 ) ايشان از بيم آن روز رستگارانند و بىبيم .