تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
گشاده ، و ميان هر يكى از قدرت حاجزى نهاده . هر گه كه آن نفس امّاره در سرا پردهء دل شبيخون برد آن دل محنت زده بتظلّم بدرگاه عزّت مىشود و از جنّات قدم خلعت نظر به دو مىآيد . اينست سرّ آن خبر كه : ان للَّه تعالى فى كل يوم و ليلة ثلاثمائة و ستين نظرة فى قلوب العباد . نظير اين آيت در سورة الفرقان است :
وَ هُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ
، بر لسان اهل معرفت اين دو دريا صفت دل مؤمن است و آن دو آب صفت آنچه دروست ، از دو معنى متضاد : خوف و رجا ، شك و يقين ، ضلالت و هدايت ، حرص و قناعت ، و غفلت و يقظت . ربّ العزة ميان هر دو ضد حاجزى و مانعى پيدا كرده : ميان خوف و رجا از حسن الظن حاجزى است تا تلخى ترس خوشى اميد تباه نكند . ميان شك و يقين از معرفت حاجزى است تا ملوحت شك عذوبت يقين تباه نكند . ميان ضلالت و هدايت از عصمت حاجزى است تا مرارت ضلالت حلاوت هدايت تباه نكند . ميان حرص و قناعت از تقوى حاجزى است تا كدورت حرص صفاوت قناعت تباه نكند . ميان غفلت و يقظت از مطالعت نظر حاجزى است تا ظلمت غفلت نور يقظت تباه نكند .
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ
بجز اللَّه خدايى ديگر دانيد كه چنين صنع سازد و اين قدرت دارد ؟
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ
گفته‌اند : مضطرّ آن كودك است كه در شكم مادر بيمار است و مادر از بيمارى وى بىخبر . آن كودك در آن ظلمت رحم از آن بيمارى بنالد و جز از اللَّه هيچ كس حال وى نداند . ربّ العزة آن ناليدن و زاريدن وى بنيوشد و برأفت و رحمت خود در دل مادر افكند تا آن طعام كه شفاء كودك در آن بود بآرزوى بخواهد و بخورد . كودك از آن بيمارى شفا يابد . و قيل انّ داود اليمانى دخل على مريض من اصحابه فقال له المريض : يا شيخ ادع اللَّه لى . فقال الشيخ للمريض : ادع لنفسك فانك المضطرّ . و قد قال اللَّه عزّ و جلّ :