أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ
دست گير درماندگان است و فرياد رس نوميدان و زاد مضطرّان و يادگار بيدلان ، پاسخ كند گوشهاى بندگان را بجزا ، و اميدهاى عاجزان بوفا ، و دعاهاى ضعيفان بعطا . در ازل همه احسان او ، در حال همه انعام او ، و در ابد بر همه افضال او .
خبر درست است كه فردا چون مؤمنان در بهشت آرام گيرند بعضى زواياى بهشت خالى ماند تا ربّ العزة خلقى نو آفريند و آن منازل و درجات كه از بهشتيان زيادت آيد بايشان دهد چگويى از كرم وى سزد كه خلقى نو آفريده عبادت ناكرده و رنج نابرده بناز و نعيم بهشت رساند و اين بندگان ديرينه رنجها كشيده و در دين اسلام عمر بسر آورده و غمها خورده و دل در فضل و كرم او بسته ، چه گويى ايشان را از فضل خود محروم كند ؟ يا از درگاه خويش براند ؟ حقّا كه نكند ، و فضل و رحمت خود ازيشان دريغ ندارد .
يحيى معاذ عجب سخنى گفته در مناجات خويش ، گفت : الهى مرا اعتماد بر گناه است نه بر طاعت ، زيرا كه در طاعت اخلاص مىبايد و آن مرا نيست و در معصيت فضل مىبايد و آن ترا هست .
بو بكر واسطى گفت : الهى كمال پاكى و عين قدس قدم بود كه اين فرزند آدم در چون تو پادشاهى عاصى شدند و الّا در هشتده « 1 » هزار عالم كدام نقطهء حدوث را ياراى آن بودى كه بخلاف فرمان يك نفس بركشيدى اگر نه از بهر كمال فردانيّت و ذات جلال بىنقصان تو بودى چرا بايستى كه مقرّبان حضرت و مرسلان بارگاه عزت نيز در خجالت زلّات صغاير آيند اين به آنست تا عالميان بدانند كه بكمال صفات جز ربوبيت او منعوت نيست و به پاكى و بىعيبى جز جلال بر كمال او موصوف نيست .
هامش
( 1 ) هجده ( ج )