تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
و فرق ميان معجزت و كرامت آنست كه بر پيغامبر واجب است كه بقطع دعوى نبوّت كند و خلق را دعوت كند و اظهار معجزت كند . و بر ولى واجب است كه كرامات بپوشد و قطعى دعوى ولايت نكند و دعوت خلق نكند و جايز دارد كه آنچه بر او ميرود مكر است چنان كه از سرى سقطى حكايت كنند كه گفت : لو انّ واحدا دخل بستانا فيه اشجار كثيرة و على كل شجرة طير يقول له بلسان فصيح : السلام عليك يا ولى اللَّه فلو لم يخف انّه مكر لكان ممكورا . امّا اگر در احايين چيزى از آن كرامات بر اهل خويش اظهار كند روا باشد . - لكن نه همه وقت اين كرامت به اختيار ولى باشد . فقد يحصل باختياره و دعائه و قد لا يحصل و قد يكون به غير اختياره فى بعض الاوقات ؛ بخلاف معجزه كه به اختيار نبى باشد و درخواست او . و روا نباشد كه پيغامبر نداند كه پيغامبرست ، و روا باشد كه ولى نداند كه و ليست . و پيغامبر را معجزت ناچارست و واجب ، كه وى مبعوث است بخلق و خلق را حاجتست بمعرفت و صدق وى و راه صدق وى معجزتست ؛ بخلاف ولى كه بر خلق واجب نيست كه بدانند كه او و ليست و نه نيز بر ولى واجبست كه بداند كه و ليست . امّا شرط ولى آنست كه بستهء كرامت نشود ، طالب استقامت باشد نه طالب كرامت . بو على جوزجانى گفته : كن طالب الاستقامة لا طالب الكرامة فانّ نفسك متحركة فى طلب الكرامة و ربك يطالبك بالاستقامة ، و اين استقامت كه از كرامت مه آمد آنست كه توفيق طاعت بر دوام رفيق وى باشد و بر اداء حقوق و لوازم بىكسل مواظب باشد و از معاصى بپرهيزد و مخالفت از هيچ روى به خود راه ندهد و بر عموم احوال و اوقات شفقت از خلق بازنگيرد و در دنيا و آخرت هيچكس را خصمى نكند و بار همه بكشد و بار خود بر هيچكس ننهد . و ممّا روى من الاخبار فى اثبات كرامات الاولياء ما روى ابو هريرة عن النبى ( ص ) قال بينا رجل يسوق بقرة قد حمل عليها التفتت البقرة و قالت : انّى لم اخلق لهذا انّما خلقت للحرث ، فقال الناس : سبحان