تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
آن نكنند ، زيرا كه كرامت ظاهر از مكر ايمن نبود ، و از غرور خالى نباشد . درويشى در باديه تشنه گشت از هوا قدحى زرّين فرا ديد آمد پر آب سرد . درويش گفت : بعزت و جلال تو كه نخورم اعرابيى بايد كه مرا سيلى زند و شربتى آب دهد و رنه بكراماتم آب نبايد . تو خود قادرى كه آب در جوف من پديد آرى . درويش اين سخن از بيم غرور ميگفت دانست كه كرامات از مكر و غرور خالى نباشد . شيخ الاسلام انصارى گفت : حقيقت نه بكرامات مىدرست شود ، كه حقيقت خود كرامتست . از كرامات مكرم بايد ديد و از عطا معطى ، هر كه با كرامات بنگرد او را به آن بازگذارند ، هر كه با عطا گرايد از معطى باز ماند . بو عمرو زجاجى گفت : اگر بشريّت من ذرّه‌اى كم شود دوستر از آن دارم كه بر آب بروم .

5 - النوبة الاولى

( 27 / 79 - 59 ) قوله تعالى :
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ
گوى ستايش بسزا اللَّه را
وَ سَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَّذِينَ اصْطَفى
و درود او بر رهيگان او كه بگزيد ايشان را
آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ
( 59 ) اللَّه به است خدايى را يا آنچه شما مىانباز ان خوانيد با او ؟
أَمَّنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
اين انبازان كه مىگوييد به است يا او كه آسمان و زمين آفريد ،
وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً
و فرو فرستاد شما را از آسمان آبى
فَأَنْبَتْنا بِهِ
تا بر رويانيديم به آن آب
حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ
بستانهاى ديوار بست نيكو منظر [ با زينت ]
ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها
نبود شما را توان آن كه درختان آن رويانيديد ،
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ
[ در كردگارى ] با اللَّه خدايى