ايشان را واپناه « 1 » خويش گير .
وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ
و چشم ازيشان بمگردان ، كه من كه خداوندم در دل ايشان مىنگرم . ان مرضت فعدهم و ان حرّموك فاعطهم و ان ظلموك فتجاوز عنهم و ان قصّروا فى حقّى فاعف عنهم و اشفع لهم و استغفر لهم .
وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ
. انقطع الينا و اعتصم بنا و توسّل بنا الينا ، يا محمد ! اى درّ يتيم ! ما ترا از قعر بحر قدرت بيرون آورديم و بر جهانيان جلوه كرديم تا همه عالم از جمال وجود تو رنگى گيرد ، همه را از بهر تو آفريدم و ترا از بهر خود آفريدم ، پشت بما بازكن و يكبارگى خويشتن را بما سپار ! اى محمد آدم هنوز ميان نواخت و سياست بود كه ما رقم لطف بر دل تو كشيديم و ز دست كرم ترا شراب رضا چشانيديم . ميان خويش و ميان تو پرده برداشتيم ، و خويشتن را با جان تو نموديم .
الَّذِي يَراكَ حِينَ تَقُومُ
ما ديدهور دوستان خويشيم بر دوام ايشان ، يك طرف از ما محجوب نباشند و اگر هيچ محجوب شوند زنده نمانند .
اى جوان مردان چنين دانيد كه تن به خدمت او زنده دل به نظر او زنده و جان به مهر او زنده ، تن كه نه به خدمت او زنده بطّال است ، دل كه نه به نظر او زنده مردار است ، جان كه نه به مهر او زنده بمرگ گرفتار است .
سرورى من الدّهر لقياكم * و دار سلامى مغناكم
و انتم مدى املى ما اعيش * و ما طاب عيشى لولاكم
دل كيست كه گوهرى فشاند بىتو ؟ * يا تن كه بود كه ملك راند بىتو ؟
هامش
( 1 ) نسخهء الف : فاپناه .