تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
لا يسعنى فيه ملك مقرب و لا نبىّ مرسل » .
جبرئيل آنجا گرت زحمت كند خونش بريز * خون بهاى جبرئيل از گنج رحمت باز ده
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
يا محمد چون بر سر كوى وعيد و تهديد باشى و خلق را انذار كنى نخست خويشان و نزديكان خود را بيم نماى و ايشان را گوى : اگر در دين شما را با ما موافقت نبود قرابت و نسب من شما را سود ندارد . كار ايمان و معرفت دارد نه قرابت و لحمت . پسر نوح چون با پدر در دين موافق نبود نبوّت وى به كار نيامد . پدر ابراهيم چون با ابراهيم در دين موافق نبود ابوّت وى به كار نيامد . خويشان و قرابت رسول ( ص ) چون بعداوت رسول ميان در بستند و زبان طعن و از كردند آيت آمد كه :
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ
. يا محمد ! اگر ايشان بر تو عصيان آرند و از پذيرفتن حق سر ميكشند تو نيز دل در ايشان مبند و بگو : بيزارم از گفت و كرد شما . يا محمد نهاد ايشان نه از آن طينت است كه نقش نگين تو پذيرد . آن پروانهء كوتاه ديده‌اى كه گرد آن شمع شب افروز خويشتن سوز ميگردد ؟ از وصال نور او غرور سرور در سر كرده ، مىپندارد كه در كارى است ، از خطر خويش آن گه آگاه شود كه ذرّه‌اى از شرارات شعاع شمع بنهاد او راه يابد . آن بيگانگان و از حق بازماندگان آن گه در كار خويش بينند كه اين خبر بريشان عيان گردد كه :
فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ
. اين خطاب با مصطفى در حقّ اشقيا و بيگانگان است ، امّا خطاب با وى در حقّ اوليا و دوستان اينست كه :
وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
، اى محمد پرّ رحمت و رأفت بگستران و اين درويشان كه بر پى تو راست رفتند و جان و دل خويش به مهر و دوستى تو به پروردند
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 173 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )