تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
دلهاى قومى از آن نفرت گيرد . اين چنان است كه گويد فرا ديگرى كه : افعل كذا ! فرمانى است جزم از رفق و لطف خالى ، چون گويد : الا تفعل كذا همان فرمانست امّا بلطف و رفق آميخته و در دل شنونده آويخته « 1 » .
أَ لا تَتَّقُونَ
فرمانست بتقوى ، و تقوى اصل همهء هنرهاست و مايهء همهء طاعتها ، خداوندان يقين را ميعاد معاد را جز از تقوى زاد نيست ،
وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى
و عورت پوش قيامت را جز لباس تقوى لباسى نيست ،
وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ
. لباسها انواع است ، آن لباس كه خود در توان پوشيد و خود بيرون توان كرد سهل است ، كار لباس تقوى دارد كه حقّ تعالى در كسى پوشد : يكى را به لباس اسلام پوشند ، گه افتان بود و گه خيزان ، آخر بعاقبت رسته شود ، يكى را لباس ايمان دهند « 2 » هم افتد و هم خيزد ، امّا كم افتد و بيش خيزد و زود رسته شود ، يكى را لباس تقوى پوشند شاد زيد و شاد ميرد و شاد خيزد ، يكى را لباس مهر پوشند بىقرار زيد مشتاق ميرد و مست خيزد . و بدان كه وجوه تقوى در قرآن بسيار است و مرجع آن با پنج معنى است : اوّل تقوى است بتوحيد از شرك ، چنان كه اللَّه گفت با موسى كليم :
فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ
فسأوحيها يعنى - الرّحمة فى الآخرة للّذين يتّقون الشّرك ، ديگرى تقوى است باخلاص از نفاق چنان كه گفت :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ
اى شما كه ايمان آورديد بپرهيزيد از آن كه بر آزار من خيزيد ، يا اخلاص در كردار خويش بنفاق و شكّ بياميزيد ، از آزار من گريزيد ، قدر خويش بدانيد و از راه غرور برخيزيد تا به آتش قطيعت بنسوزيد
وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
با راستان و راستگويان باشيد ، سديگر تقوى است بصدق از ريا چنان كه ربّ العزّة گفت در قصّهء هابيل :
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
. آرى كار از شايستگان شايسته است و از شستگان شسته . چه پسنديده آيد از مجتهدى كه او را نخواهند ؟ ! كجا رسد او كه پاى او به بند نبايست
هامش
( 1 ) نسخهء ج : و اويخته . ( 2 ) نسخهء ج : يكى را به لباس ايمان بيارايند .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 150 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )