تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
منى . اينست آن كس كه من او را مىجويم ، برخيز اى جوانمرد و نزديك من آى تا با تو سخن گويم ، مرا گفت تو مسلمانى ؟ گفتم آرى مسلمانم ، گفت از علماء ايشانى يا از جهال ، گفتم به آنچه دانم عالمم و آن را كه ندانم متعلمم و در شمار جاهلان نه‌ام ، گفت من ترا سه مسأله خواهم پرسيد مرا جواب ده ، گفتم ترا جواب دهم به دو شرط يكى آنكه با من بگويى كه مرا بچه شناختى ، و شرط ديگر آنست كه من نيز از تو سه مسأله پرسم ، هر دو بدين عهد كردند و پيمان بستند ، آن گه اسقف دهن بر گوش من نهاد و نرمك به گوش من فرو گفت پنهان از روميان كه : عرفتك بنور ايمانك ، ترا بنور ايمان و توحيد بشناختم كه از روى تو اشراق ميزد ، آن گه بآواز بلند از من سؤال كرد كه رسول شما با شما گفته كه در بهشت درختى است كه در هر قصرى و غرفه‌اى از آن درخت شاخى است آن را در دنيا مثال چيست ؟ گفتم مثال آن درخت در دنيا آفتاب است قرص او يكى و در هر سرايى و حجره‌اى از شعاع وى شاخى است ، اسقف گفت صدقت ، دوم مسأله پرسيد كه رسول شما خبر داد كه اهل بهشت طعام و شراب خورند و ازيشان هيچ حدث نيايد آن را در دنيا مثال چيست ؟ گفتم الجنين فى بطن امه يتعذّى و لا يتغوّط . اسقف گفت صدقت ، سوم مسأله پرسيد كه رسول خدا خبر داد كه روز قيامت لقمه‌اى و ذره‌اى و حبه‌اى صدقات در ميزان چون كوهى عظيم باشد آن را در دنيا مثال چيست ؟ گفتم بامداد كه آفتاب بر آيد يا شبانگاه كه فرو مىشود طللى كه بذات خويش كوتاه بود چون پيش آفتاب بدارى دراز بود و بسيار نمايد ، اسقف گفت صدقت ، پس مسلمان از وى پرسيد ما عدد ابواب الجنان ؟ فقال ثمانية ، قال و ما عدد ابواب النيران فقال سبعة ؟ قال ما الّذى هو مكتوب على ابواب الجنّة ؟ مسلمان گفت چون از وى اين سؤال كردم كه بر در بهشت چه نوشته است اسقف فرو ماند جواب نميداد روميان گفتند جواب ده تا اين مرد غريب نگويد كه اسقف نميداند ، اسقف گفت اگر اين جواب ناچارست با زنار و صليب راست نميآيد ، زنار بگشاد و صليب بيفكند و بآواز بلند گفت : المكتوب على باب الجنّة لا إله الّا اللَّه محمّد رسول اللَّه . روميان
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 545 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )