آنست كه از معصيت با طاعت گردند ، و توبهء خواص آنست كه از رؤيت طاعت با رؤيت توفيق آيند طاعت خود نه بينند همه توفيق حق بينند ، توبهء خاص الخاص آنست كه از مشاهدهء توفيق با مشاهدت موفق گردند ، حد نظر عوام تا بافعال است ، ميدان نظر خواص صفات است ، محل نظر خاص الخاص جلال ذات است ، اعوذ بعفوك من عقابك .
اشارت به نظر عوام است . اعوذ برضاك من سخطك ، اشارت به نظر خواص است . اعوذ بك منك اشارت به نظر خاص الخاص است ، و يقال امرا لكلّ بالتوبة لئلا يخجل العاصى فى الرجوع بانفراده ، كذلك فى القيامة يدخل النّار المطيعين و العاصين لقوله :
« وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها »
، ليست العاصين بالمطيعين و لا يصير عيبهم مكشوفا .
4 - النّوبة الاولى
( 24 / 42 - 35 )
قوله تعالى : «
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
اللَّه است روشن دارندهء آسمانها و زمين ، «
مَثَلُ نُورِهِ »
صفت نور او [ در دل مؤمن ] «
كَمِشْكاةٍ »
چون تولهء قنديل است ، «
فِيها مِصْباحٌ »
در سر تولهء آن قنديل چراغى ، «
الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ »
آن چراغ در آبگينهء قنديل ، «
الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ »
آن آبگينه راست گويى كه ستارهاى است روشن ، «
يُوقَدُ »
مىفروزند [ آتش آن قنديل ] ، «
مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ »
از روغن درختى بركت كرده در آن ، «
زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ »
درخت زيتون نه همه شرقى [ از سوى بر آمد آفتاب كه شبانگاه آفتاب يابد ] . «
وَ لا غَرْبِيَّةٍ »
و نه همه غربى [ از سوى آفتاب فرو شدن كه بامداد آفتاب يابد ] «
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ »
كاميد و نزديك بيد « 1 » كه آن روغن خانه روشن داريد ، «
وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ »
و هر چند آتش به آن روغن نرسيد «
نُورٌ عَلى نُورٍ »
روشنايى آتش به آن روشنايى روغن ،
هامش
( 1 ) باشيد ( نسخه ج )