الحق سبحانه يكاشفهم من غير اختيار منهم او تعرّض او تكلف . جوانمردان طريقت ايشانند كه به غير مىننگرند ، ديدهء همت بكس باز نكنند خويشتن را در بيداء كبرياء احديت گم كرده آتش حسرت در كلبهء وجود خود زده در درياى هيبت بموج دهشت غرق گشته ، خردها حيران دلها ياوان ، بىسر و بىسامان بىنام و بىنشان .
پويان و دوانند و غريوان بجهان در * در صومعهء كوهان در غار بيابان
يكسر همه محوند بدرياى تحير * بر خوانده به خود بر همه لاخان و لا مان
پير طريقت گفت در مناجات خويش : الهى تو دوستان خود را بلطف پيدا گشتى تا قومى را به شراب انس مستان كردى قومى را بدرياى دهشت غرق كردى ، ندا از نزديك شنوانيدى و نشان از دور دادى ، رهى را باز خواندى و آن گه خود نهان گشتى ، از وراء پرده خود را عرضه كردى و بنشان عظمت خود را جلوه كردى ، تا آن جوانمردان را در وادى دهشت گم كردى ؟ و ايشان را در بىطاقتى سرگردان كردى ، اين چيست كه با آن بيچارگان كردى ؟ داور آن نفير خواهان تويى ، و داد ده آن فرياد جويان تويى ، و ديت آن كشتگان تويى ، و دستگير آن غرق شدگان تويى ، و دليل آن گم شدگان تويى ، تا آن گم شده كجا با راه آيد و آن غرق شده كجا با كران افتد ، و آن جانهاى خسته كى بياسايد و آن قصهء نهانى را كى جواب آيد ، و آن شب انتظار ايشان را كى بامداد آيد .
«
وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
اشارة الى انّ فيه زينة للعبد لا يجوز اظهاره فكما انّ النساء عورة و لا يجوز لهنّ ابداء زينتهنّ كذلك من اظهر للخلق ما هو زينة سرائره من صفاء احواله و زكاء اعماله انقلب زينه شينا الّا اذا ظهر على احد شيء لا يتعمّله و تكلّفه فذلك مستثنى لانّه غير مؤاخذ بما لم يكن بتصرفه و تكلفه . «
وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ »
مؤمنانرا بر عموم تبوبه ميفرمايد ، توبت عوام از زلت و توبت خواص از غفلت ، و توبت خاص الخاص از ملاحظه اوصاف بشريت ، توبهء عوام