وى بود پسنديده و صحبت وى يافته و مهر وى در دل داشته و فردا در بهشت نامزد وى شده ، چه عجب اگر او را گرامى كند ، آيات قرآن و وحى منزل در برائت وى فرستد و به پاكى خود جل جلاله گواهى دهد و بپسندد كه : «
الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ »
، رزق كريم بر ذوق ارباب معارف نه آن رزق نفس است كه وقتى باشد و وقتى نه ، آن رزق روح است و غذاء جان كه هرگز بريده نگردد و پيوسته بادرار ميرسد ، لا مقطوعة و لا ممنوعة ، پروردهء نان و آب ديگرست و پروردهء نور ناب ديگر ، آن كه مصطفى عليه السلام گفت :
« اظل عند ربّى يطعمنى و يسقينى »
صفت روحانى را ميگويد نه صفت جسمانى را ، برف با آتش چنان ضد نيست كه روحانى با جسمانى ، دو خصم يكديگر در يك خانه بداشته به ظاهر با هم ساخته و به باطن دشمن يكديگر شده . آن عزيزى را ديدند در آن وقت كه حال بر وى تنگ شده بود طرب و شادى ميكرد ، گفتند اين چه طرب است ؟ گفت درين طرب چه عجب است ، و قد قرب وصال الحبيب و فراق العدو ، و كدام روز خواهد بود خوشتر از آن روز كه على الفتوح بصبوح شربتى در رسد و ضربتى در رسد ، آن كدام شربت و ضربت بود ، كه اين گبر را بردار كنند و اين سلطان را از وثاق تاريك نجات دهند و بر براق اقبال به حضرت ذى الجلال برند ، ارواح الاخيار فى قبضة العزّة يكاشفهم بذاته و يلاطفهم بصفاته .
3 - النّوبة الاولى
( 24 / 34 - 30 )
قوله تعالى : «
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ »
مردان گرويدگان را گوى ، «
يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ »
تا چشمها فرو گيرند [ از ناپسندها ] ، «
وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ »
و فرجها نگه دارند [ از حرامها ] ، «
ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ »
ايشان را آن بهتر و پاكتر ، «
إِنَّ اللَّهَ