تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩

النّوبة الثانية

قوله تعالى : «
إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ »
نقلهء اخبار و حملهء آثار روايت كرده‌اند باسناد درست از مادر مؤمنان عائشة الصّديقة بنت الصّديق جيبة حبيب اللَّه المبرّاة من فوق سبع سماوات ، گفتا رسول خدا ( ص ) هر گه كه بر جناح سفر بودى ميان زنان خويش قرعه زدى آن يكى كه قرعهء وى بر آمدى با خود به سفر بردى . غزوى پيش آمد قرعه بزد قرعهء من برآمد مرا با خود ببرد پس از آن كه آيت حجاب آمده بود از آسمان و زنان آن گه در پرده بودندى « 1 » ، مرا در هودجى نشاندند و مسافروار بوقت نزول و وقت رحيل فرو مىآوردند و برميداشتند ، تا رسول خدا از آن غزاة فارغ گشت فتح بر آمده و باز گشته و نزديك مدينه رسيده ، شبى از شبها به منزل فرو آمده بوديم من از هودج بيرون آمدم و از قافله در گذشتم حاجتى را كه در پيش داشتم ، چون باز آمدم عقدى كه در برداشتم از جزع ظفار گم كرده بودم هم در آن حال بطلب جزع بازگشتم و درنگ من در جست و جوى آن دراز گشت ، چون باز آمدم لشكر رفته بود و از نزول من بىخبر بودند همى پنداشتند كه من در هودج نشسته‌ام و در سبكى هودج انديشه نكردند كه زنان آن گه سبك تن بودند بىگوشت . انّما يأكلن العلقة من الطعام و لم يغشهنّ اللحم . چون عقد خويش بازيافتم و باز گشتم قوم رفته بودند و منزل خالى گشته ، ليس بها داع و لا مجيب . تنها و غمگين بنشستم و از دلتنگى و اندوه چشمم در خواب شد ، صفوان بن المعطل السلمى المرادى با پس ماندهء لشكر بود بامداد رسيد به آن منزل ، سواد شخصى ديد آنجا تنها خفته چون فراز آمد مرا بشناخت كه ديده بود پيش از نزول آيت حجاب ، همى استرجاع كرد بتعجب كه انا للَّه ، اين چه كارست و چه
هامش
( 1 ) - بودنديد ( نسخه الف )