ان كنتم من اهل مودّتى و محبتى فخالفوا من يخالف امرى و يرتكب نهيى فلا يكون محبّا من يصبر على مخالفة حبيبه قال . الجنيد : الشفقة على المخالفين كالاعراض عن الموافقين ، جنيد گفت در وقت مخالفت بر مخالفان شفقت بردن چنان است كه در حال موافقت از موافقان اعراض كردن ، رحمت كردن بر موجب شريعت نيكوست و پسنديده و الراحمون يرحمهم الرحمن . امّا بر قضيت طبع و عادت بوقت مخالفت رحمت كردن شرط نيست و بر اقامت حدود تهاون روا نيست يقول اللَّه تعالى : «
وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ »
، و اعجب آنست كه ميفرمايد ما را كه : رحمت مكنيد و آن گه خود رحمت مىكند كه بر وى ايمان نگه ميدارد و بجفا و معاصى از وى نمىبرد و توبه و عفو بر وى عرض مىكند و وعدهء مغفرت ميدهد كه : «
يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ »
چون با عاصى گنهكار چنين است چگويم كه با مطيع فرمان بردار چون است .
پير طريقت گفت : اى كارندهء غم پشيمانى در دلهاى آشنايان ، اى افكنندهء سوز در دلهاى تائبان ، اى پذيرندهء گناه كاران و معترفان ، كس باز نيامد تا باز نياوردى ، و كس راه نيافت تا دست نگرفتى ، دست گير كه جز زتو دستگير نيست ، درياب كه جز ز تو پناه نيست و سؤال ما را جز ز تو جواب نيست ، و درد ما را جز ز تو دارو نيست ، و از اين غم ما را جز از تو راحت نيست . «
وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ »
، ميگويد در آن مشهد كه حدود شرع بفرمان اللَّه رانند تا طايفهاى مؤمنان حاضر باشند كه از دو بيرون نيست حال آن طائفه ، يا مثل آن گناه هرگز بريشان نرفته و اللَّه ايشان را از آن معصوم داشته ، يا نه كه وقتى بر ايشان رفته و اللَّه ايشان را بستر خود نگاه داشته و على رؤس الاشهاد فضيحت نگردانيده ، در هر دو حال نعمتى عظيم از اللَّه بر خود بدانند و در شكر و سپاسدارى بيفزايند و به زبان تضرع گويند الهى هر چند ناپاكيم و نامعذور و درستر حلم تو مغرور ، خداوند ابذل عيب ما نگر و بعزّ بىعيبى خود بناتوانى ما نگر ، و به بردبارى خود بدرويشى ما نگر ، و بمهربانى خود ببدبندگى و عجز ما نگر ، و به نيك خدايى و فضل خود فرو گذار سزاى ما در سزاى خود ، و جفاء ما در وفاء خود ، و آن ما ، در آن خود .