اينست كه رب العالمين گفت : «
سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها وَ أَنْزَلْنا فِيها آياتٍ بَيِّناتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ »
درويشى را پرسيدند چه دليل است بر هستى خداى ؟ گفت : لقد اغنى الصباح عن المصباح ، آفتاب بر آمد بچراغ حاجت نيست ، همه عالم دليل است نگرنده ميبايد ، همه عالم رياحين است بوينده ميبايد ، همه عالم ترياق است مار گزيده ميبايد ، همه عالم آيات و رايات قدرت اوست ، امارات و دلالات حكمت اوست ، دليل وحدانيت و فردانيت اوست .
و فى كل شيء له آية * تدلّ على انّه واحد .
اى جوانمرد اگرت روزى آفتاب معرفت از فلك كبريا بتا به دو ديدهء همتت آيات و رايات جلال عزت ببيند اين دنيا كه تو صيد وى گشتهاى نعلى كنند و برسم سمند همتت زنند ، و آن عقبى كه قيد تو شده حلقهاى سازند و در گوش چاكران حضرتت كنند ، و آن گه ترا ملك وار ببارگاه خاص جلال در آرند
« فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ »
.
قوله : «
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ »
عالميان سه گروهاند :
عامهء خلقند و خواص حضرتند ، و خاص الخواصند ، عامهء خلق اگر زنا كنند حدّ ايشان به زبان شريعت تازيانه است يا رجم ، مصطفى عليه السلام گفت :
« خذوا عنّى خذوا عنّى قد جعل اللَّه لهن سبيلا البكر بالبكر جلد مائة و تغريب عام ، و الثيب بالثيب جلد مائة و الرجم »
، و قال صلّى اللَّه عليه و سلّم : « أقيلوا ذوى الهيئات عثراتهم الّا الحدود » .
اما زنا خاصگيان منظر چشم است ، مصطفى عليه السلام گفت :
« زنا العيون النّظر »
و حد ايشان غضّ البصر است چشم فرو گرفتن از هر چه ملاذ و شهوات نفس است اگر چه مباح بود ،
قال النبى ( ص ) « غضّوا ابصاركم و احفظوا فروجكم و كفّوا ايديكم » .
و خاص الخواص را زنا ايشان انديشهء دل باشد فيما دون الحق ، اگر غيرى را بسرّ خود راه دهند در طريقت آن ازيشان زنا شمردند حد ايشان انقطاع است از علائق و اعتزال از خلائق ، قال اللَّه تعالى :
« قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ »
. قوله : «
وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ »
، قال بعضهم