تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
گذشت كه بوى نرسيدم ، و خوله فرزند دارد در اشكم نه از من ، رسول خدا خوله را گفت : اتقى اللَّه و لا تخبرينى الّا بما صنعت . خوله سوگند ياد كرد كه عويمر دروغ ميگويد بيش از آن نيست كه اين شريك روزگاريست تا در ما مىآيد و ميرود و شبها بنزديك ما باشد ، و عويمر او را بر آن رخصت داده و فرا گذاشته تا چنين بستاخ گشت اكنون مرا ديد كه با وى سخن ميگفتم غيرت او را بدان داشت كه بهتان بر من نهاد ، رسول خدا شريك را حاضر كرد و از وى پرسيد شريك سوگند ياد كرد و همان گفت ، عويمر به كار خود درماند چون دانست كه او را حد فريه خواهند زد گفت : و اللَّه انى لصادق و يجعل اللَّه لى مخرجا ، همان ساعت جبرئيل آمد از حضرت عزت و آيات لعان فرو آورد رسول گفت : يا عويمر قد نزلت فيك و فى زوجتك و فى صاحبك فقرا عليه الآيات . پس رسول خدا بفرمود تا ندا زدند كه الصّلاة جامعة ، ايشان را به مسجد حاضر كرد بعد از نماز ديگر ، آن گه گفت برخيز يا عويمر بگو اشهد باللّه انّ خولة لزانية و انّى لمن الصادقين ، عويمر چنان بگفت ، دوم بار رسول او را تلقين كرد كه بگو اشهد باللّه انّى رأيت شريكا على بطنها و انّى لمن الصادقين ، عويمر چنان بگفت ، سوم بار او را تلقين كرد كه بگوى اشهد باللّه انها حبلى من غيرى و انّى لمن الصادقين ، عويمر چنان بگفت ، چهارم بار او را تلقين كرد كه بگو ، اشهد باللّه انّى ما قربتها منذ اربعة اشهر و و انّى لمن الصادقين ، عويمر چنان بگفت : پنجم بار او را تلقين كرد كه بگو لعنة اللَّه على عويمر ان كان من الكاذبين ، عويمر چنان بگفت ، پس رسول بفرمود تا عويمر بنشست و خوله را گفت تو مىبرخيز و بگو اشهد باللّه ما انا بزانية و انّ عويمرا لمن الكاذبين ، دوم بار اشهد باللّه انّه ما رأى شريكا على بطنى و انّه لمن الكاذبين ، سوم بار اشهد باللّه انّى حبلى منه و انّه لمن الكاذبين ، چهارم بار اشهد باللّه انّه مار آنى قطّ على فاحشة و انّه لمن الكاذبين ، پنجم بار غضب اللَّه على خولة ان كان من الصّادقين . پس رسول خدا ميان ايشان فرقت افكند فرقتى مؤبّد ثم قال : انظروا فان جاءت بولد اسحم ادعج العينين عظيم الاليتين خداج الساقين فلا احسب عويمرا الّا قد صدق عليها ،