ابو هريرة قال قال رسول اللَّه ( ص ) : « اذا زنى العبد خرج منه الايمان فكان فوق رأسه كالظلة فاذا خرج من ذلك العمل رجع اليه الايمان . »
«
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ »
الرّمى القذف بالزّنا ، و المحصنات المسلمات الحرائر العفائف ، و التقدير يرمون المحصنات بالزّنا فحذف ، لأنّ الآية الاولى تدلّ عليه ، و الرّجال داخلون فى حكم الآية بالاجماع . «
ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ »
اى - لم يأتوا على تصديقهم الى الامام باربعة شهود رجال عدول يشهدون على زنا المقذوف ، «
فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً »
يعنى الاحرار منهم ، فان حدّ المملوك على النّصف اربعون ، و الخطاب للامام و الحكام ، و جلدة نصب على التمييز . معنى رمى آنست كه كسى را نسبت با زنا كند نسبتى صريح چنان كه گويد : يا زانى ، يا گويد تو زنا كردى ، پس اگر مردى محصن را گويد يا زنى محصنه را كه تو زنا كردى و بر تصديق خويش چهار گواه بدان صفت كه ياد كرديم نيارد واجب است كه او را هشتاد زخم زنند اگر آزاد باشد آن قاذف ، و اگر مملوك بود چهل زخم و اگر مقذوف كه نسبت زنا با وى كرده محصن نباشد جز تعزير واجب نيايد ، و شرائط احصان پنج است اسلام و عقل و بلوغ و حرّيت و عفت از زنا تا آن حد كه اگر مردى در ابتداء بلوغ و عنفوان شباب وقتى يك بار زنا كرده باشد و از آن توبه كرده و پاك گشته و بعد از آن روزگار بپارسايى و پرهيزگارى بسر آورده اگر درين حال كسى او را قذف كند براى قاذف حد واجب نيايد از بهر آن كه عفت از زنا از اول بلوغ تا آخر عمر شرط احصان است ، پس اگر مقذوف بزنا بر خود اقرار دهد يا چهار مرد گواه استوار رسيدهء آزاد بر زنا وى گواهى دهند هر چهار همسخن كه ديدند به چشم خويش از آن مرد و از آن زن آنچه فرزند آيد از آن ، آن گه حد از قاذف بيفتد زيرا كه اين حد فريه گويند يعنى كه بر پاكان دروغ بست و دروغ گفت و چون گواهان گواهى دادند صدق وى درست گشت و حد فريه واجب نيايد . «
وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً »
يعنى ما ثبتوا على قذفهم و لم يكذّبوا انفسهم ، «
وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ »
.