مشركه را ، «
وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ »
و زن پليدكار را زناشويى نبندد مگر با مرد پليد كار و يا مرد مشرك ، «
وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ »
( 3 ) و حرام كرده آمد و بسته آن بر گرويدگان .
«
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ »
و ايشان كه دشنام دهند زنان پاك را ، «
ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ »
و آن گه بر آنچه گفتند چهار گواه رسيده آزاد نيارند ، «
فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً »
زنيد ايشان را هشتاد زخم . «
وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً »
پس آن گواهى كه دادند گواهى ايشان را مپذيريد هرگز ، «
أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ »
( 4 ) و ايشان از حال و نعت نيكان بيرونند .
«
إِلَّا الَّذِينَ تابُوا »
مگر ايشان كه توبه كنند «
مِنْ بَعْدِ ذلِكَ »
پس از آن گواهى ، «
وَ أَصْلَحُوا »
و كار خويش را باصلاح آرند ، [ بدروغزن كردن خويش ] «
فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ »
( 5 ) كه اللَّه آمرزگارست بخشاينده .
«
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ »
و ايشان كه گواهى دهند بر زنان خويش بزنا ، «
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ »
و گواه ندارند مگر خويشتن ،
فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ »
آن گواهى كه ايشان دادند آنست كه گواهى دهند چهار بار و هم سوگند و هم گواهى ، «
إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ »
( 6 ) كه او در آنچه گفت از راستگويان است .
«
وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ »
و پنجم سخن اين گويد كه لعنت خداى برو ، «
إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبِينَ »
( 7 ) اگر او را در آن سخن كه گفت از دروغزنان است .
«
وَ يَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ »
و رجم از آن زن باز دارد ، «
أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّهِ »
كه آن زن چهار سوگند خورد با گواهى گويد گواهى دهم بخداى ، «
إِنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبِينَ »
( 8 ) كه آن مرد در آنچه گفت از دروغزنان است .
«
وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْها »
و پنجم سخن اين گويد كه خشم خداى