چون دوست حاضر بودنشان دادن از دوست ترك حرمت بود .
پير طريقت گفت : هر كرا مشاهدت باطن درست گشت نخواهد كه زبان از آن عبارت كند . يا ظاهر وى از آن با خبر شود ، شبلى گفت : آن شب كه حسين منصور را كشته بودند همه شب با حق مناجات داشتم تا سحرگاه ، پس سر بر سجده نهادم گفتم خداوندا بندهاى بود از آن تو مؤمن و موحّد و معتقد در عداد اولياء اين چه بلا بود كه بوى فرو آوردى و از كجا مستوجب اين فتنه گشت ؟ گفتا بخواب اندر شدم چنان نمودند مرا كه نداء عزت بسمع من رسيدى كه : هذا عبد من عبادنا اطّلعناه على سرّ من اسرارنا فافشاه فانزلنا به ما ترى . آن تره فروش است كه او را بر بقلهء خود ندا كردن مسلم است اما جوهرى را بر جوهر شب افروزند كردن محال است .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 478
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٤٧٨