تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
بنده‌اى كه پيوسته بر طهارت بود ، مالدارى كه زكات از مال بيرون كند و بدهد ، جوانمردى كه دست سخاوت گشاده دارد ، درويش نوازى كه پيوسته صدقه دهد ، متعبّدى كه قرآن داند و خواند ، متهجدى كه همه شب نماز كند و خدا را ياد كند . گفت يا ابليس كم احبّاؤك من امّتى ؟ از امّت من چند كس دوست تواند گفت ده كس ، يا رسول اللَّه اول سلطان جائر دوم بازرگان خائن ، سوم توانگر متكبر ، چهارم خمر خوار ، پنجم زناكار ، ششم ربا خوار ، هفتم مرد قتّال ، هشتم هر كه مال يتيم خورد و باك ندارد نهم او كه دارد مال و زكات بندهد ، دهم آنكه امل دراز دارد و هيچ از مرگ ياد نكند . «
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ »
مرگ دواست مرگ كرامت و مرگ اهانت ، مرگ كرامت مؤمنانراست و مرگ اهانت كافران را ، مؤمنانرا بدر مرگ گويد :
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً »
. كافران را گويند :
« أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَ كُنْتُمْ عَنْ آياتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ »
. مؤمنانرا فريشتهء رحمت آيد با صد هزار روح و راحت و بشرى و كرامت كه :
« أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ »
، كافران را فريشتهء عذاب آيد با سياط سياست و عمود آتش
« يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ »
، اگر كسى گويد مؤمن با آن همه كرامت و رفعت و اظهار منزلت بدر مرگ از چه كراهيت دارد مرگ را ؟ جواب آنست كه كراهيت وى نه از مرك است كه از فوت لذت خدمت حقّ است ، و بر مؤمنان هيچ كرامت و نعمت چون خدمت و ذكر حق نيست ، پيغامبرى از پيغامبران خداى تعالى بوقت مرك مىگريست ، وحى آمد بوى كه از مرگ مىنالى و مرك مىنخواهى . ؟ گفت لا يا ربّ ، و لكن غيرة على من يذكرك بعدى و لست اقدر على ذلك . و گفته‌اند نفس مؤمن را روزگارى با روح مخالطت افتاده و بوى استيناس گرفته بوقت مرگ آن كراهيت نفس را بود بر فراق روح ، نه روح را بود بر فراق نفس ، ازين لطيف‌تر گفته‌اند نفس كه مىنالد نه از مرگ مىنالد بلكه وى را بر روح غيرت مىآيد كه نقدى بسر مشرب وصل مىشود ، شب فراقش به آخر رسيده و صبح وصال دميده ، و سوز عشق را مرهم ديده ، و نفس را