تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
ذرّات وجود با وى ميگويد سليم‌دلا كه تويى اينجا از كعبه بت خانه ميسازند و از عابد هفتصد هزار ساله لعين ابد مىآورند و بلعم باعور را كه اسم اعظم دانست و دعاى مستجاب داشت بر طويلهء سگان مىبندند ، و تو يك شب دو ركعت نماز گزاردى روز ديگر خواهى كه عالم از حديث نماز تو پر شود ، اى مسكين ! مرد محقق شرق و غرب پر از سجدهء اخلاص كند آن گه همه به آب بىنيازى فرو گذارد و با دو دست تهى بسر كوى شفاعت محمّد مصطفى باز گردد و گويد :
يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ
. پير طريقت گفت : الهى آمدم با دو دست تهى ، بسوختم بر اميد روز بهى ، چه بود اگر از فضل خود بر اين خسته دلم مرهم نهى . «
وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها »
شاهراه دين را بدايتى و نهايتى : بدايت اهل شريعت راست ، و نهايت ارباب حقيقت را ، عمل اهل شريعت خدمت است بر شريعت ، صفت ارباب حقيقت غربتست بر مشاهدت ، قاعدهء اعمال شريعت بر سهولت نهادند مصطفى گفت : بعثت بالحنيفية السهلة السمحة . مستضعفانند و اهل رخص طاقت بار گران ندارند . ربّ العزه در شرع رخصتها از بهر ايشان نهاد و بار گران از ايشان فرو نهاد گفت : «
لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها »
همانست كه گفت :
« ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ،
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ »
اما روش ارباب حقيقت بر رياضت و صعوبت نهاد و با ايشان خطاب رفت كه :
« جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ ،
إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ »
. پير طريقت را از حقيقت تصوف پرسيدند ، گفت : ما هو الّا بذل الروح فلا تشتغل بترّهات المدّعين . و قال الجريرى : لم يكلف اللَّه العباد معرفته على قدره و انّما كلّفهم على مقدارهم . فقال «
وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها »
و لو كلّفهم على قدره لجهلوه و ما عرفوه لانّه لا يعرف قدره سواه و لا يعرفه على الحقيقة غيره اللَّه جلّ جلاله . خلق را بمعرفت خويش بر قدر طاعت و اندازهء استطاعت ايشان تكليف كرد نه بر قدر جلال و عزت خويش ، هر كسى بر قدر خويش او را تواند شناخت ، و چنان كه اوست خود