تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
و قوة يعقوب و حسن يوسف و شدة موسى و وقار الياس و صبر ايوب و طاعة يونس و صوت داود و فصاحت صالح و زهد يحيى و عصمة عيسى و حب دانيال و جهاد يوشع . على القطع و التحقيق . ميدان كه از جملهء موجودات كه به حكم كن بصحراء فيكون آمدند هيچ ذات را آن كمال و هيچ صفات را آن جلال نيامد كه ذات احمد و صفات محمّد را آمد ، آدم صفى هر چند عزيز و مكرم بود و بتخاصيص قربت مخصوص و مقرّب بود ، لكن او را عتاب از پيش آمد و عقوبت از عقب نخست گفت
« وَ عَصى آدَمُ »
پس گفت :
« ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ »
باز مصطفى را عفو از پيش آمد و عتاب از عقب :
« عَفَا اللَّهُ عَنْكَ »
پس گفت :
« لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ »
ميان اين و آن دورست و آن كس كه بدين بصر ندارد معذورست . اگر ابراهيم را قوت يقين بود تا جبرئيل را گفت : « اما اليك فلا » يقين مصطفى از يقين ابراهيم تمامتر بود كه مىگفت : « لى مع اللَّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرب » يعنى جبرئيل « و لا نبى مرسل » يعنى ابراهيم . ور سليمان را ملك دنيا داد مصطفى را ملك قيامت داد ، مىگويد : « لواء الحمد بيدى و لا فخر » و اگر با موسى كرامت كرد تا قوم او به دريا بگذشتند و دامن ايشان تر نگشت ، با مصطفى كرامت كرد تا امّت او بدوزخ بگذرند و دامن ايشان خشك نگردد . و اگر عيسى را به آسمان چهارم بردند مصطفى را « بقاب قوسين او ادنى » بردند ، اين همه معانى و معالى و فضائل و شمائل در ذات مطهر مصطفى جمع كرد آن گه با وى اين خطاب كرد «
يا أَيُّهَا الرُّسُلُ »
، قوله : «
إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ »
از روى اشارت ميگويد دين اسلام دينى يگانه و شما امتى يگانه و من خداوند شما خداوند يگانه ، بپرهيزيد از خشم من كه دينى ديگر گزينيد و خدايى ديگر گيريد ، اين اسلام كه هست جبار صفت است جبار همّتى بايد تا جمال اسلام بر وى اقبال كند و جبار همّت آنست كه سر به دنيا و عقبى فرو نيارد ، خليل را گفتند : يا خليل اسلم . اسلام را باش و با اسلام در ساز گفت : اسلام جبّار صفت است متعلقان را به خود راه ندهد از بند علاقت بيرون آيم ، مال بمهمان داد و فرزند بقربان ، و نفس خود به آتش سوزان ، آن گه گفت :
« أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ »