آن گه فرا گرفتم آن را و باز گشت با من .
«
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ »
بگوى اى مردمان ، «
إِنَّما أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ »
( 49 ) من شما را بيم نمايى آگاه كنندهام آشكارا .
«
فَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ »
ايشان كه بگرويدند و كارهاى نيك كردند ، «
لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ »
( 50 ) ايشان را آمرزش است و روزى نيكو [ بىرنج ] ،
«
وَ الَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ »
و ايشان كه بر سخنان و پيغام ما خاستند كه ما را [ كم آرند بپندار خويش و گرويدگان را ] عاجز آرند [ برنج نمودن ايشان ] «
أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ »
( 51 ) ايشان فردا آتشييانند .
«
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ »
نفرستاديم پيش از تو هرگز فرستادهاى و نه هيچ پيغامبرى ، «
إِلَّا إِذا تَمَنَّى »
مگر آن گه كه كتاب اللَّه مىخواند ، «
أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ »
ديو چيزى در افكند در خواندن وى ، «
فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ »
اللَّه آنچه ديو درافكند بيفكند [ از سخنان ، خويش ] «
ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ »
پس محكم گرداند و روشن آنچه خود فرستاده بود از سخنان خويش ، «
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ »
( 52 ) و اللَّه داناست و راست دان .
«
لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً »
آن را كند تا آنچه ديو در افكند تباهى و آزمايشى كند ، «
لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ »
ايشان را كه در دلهاى ايشان بيمارى است و گمان ، «
وَ الْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ »
و ايشان را كه سخت دلانند ، «
وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ »
( 53 ) و كافران در ستيز و خلافند [ در رفتن و از حق تعالى ] دور .
«
وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ »
تا بدانند ايشان كه دانايانند ، «
أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ »
كه آن حكم حق است از خداوند تو ، «
فَيُؤْمِنُوا بِهِ »
و بدان ايمان آرند .
«
فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ »
، و دلهاى ايشان آن را نرم گردد ، «
وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
( 54 ) و اللَّه تعالى براستى كه راه نماى مؤمنانست