النحاة فى جواب «
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا »
، فقال بعضهم الواو فى يصدّون زيادة و هو الخبر و الجواب ، يعنى ، انّ الّذين كفروا يصدّون ، و قيل جوابه مخدوف و تقديره ، انّ الّذين هذه صفتهم هلكوا .
النّوبة الثالثة
قوله : «
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ »
الآية . . . بدانكه هر چه در هفت آسمان و هفت زمين است حيوانات و جمادات همه آنند كه خداى را جلّ جلاله ميخوانند و او را سجود ميكنند ، و به بى عيبى گواهى مىدهند ، و به پاكى ياد مىكنند ، امّا بعضى آنست كه آدمى بعقل خود فرا دريافت آن مىرسد و از ادراك آن عاجز نه و بر دانش وى پوشيده نه ، سجود فريشتگان در آسمان و مؤمنان در زمين از آن نمط است ، ذلك قوله : «
يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ »
، أمّا بعضى آنست كه عقل آن را رد مىكند و دل در آن مىشورد و دين آن را مىپذيرد و اللَّه تعالى بدرستى آن گواهى مىدهد ، سجود آفتاب و ماه و ستارگان و درختان و جنبندگان از اين بابست ، رب العزه آن را در قرآن ياد كرد و مؤمنانرا باقرار و تسليم فرمود كه :
« وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ »
، هر كه اللَّه تعالى بوى نيكويى خواست و دل روشن داد و توفيق رفيق كرد كه آنچه كه در خرد محال است اللَّه تعالى بر آن قادر بر كمال است معقول و نامعقول را مقدّر است و مقتدر ، فاطر و مدبّر ، نه باوّل عاجز نه به آخر ، از كيف باطن است و بقدرت ظاهر . اى جوانمرد حيلت در رزق محنت بار آورد و تكلّف در دين حيرت بر دهد ، نه رزق بدست ماست نه دين بخرد ما ، هر دو را گردن بايد نهادن و كار با خداوندگار سپردن ، آنجا كه گفت :
« جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ »
ديوار را ارادت در خود معلوم نگشت ، و خالق به آنچه گفت راستگوى و استوار است و آنجا كه گفت : «
ثِيابٌ مِنْ نارٍ »
از آتش پيراهن بريده در عقل معلوم نگشت و خالق استوار ،
« إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ »
. در آتش درخت آتشين رسته مىبالد و بر ميدهد ، در عقل معلوم نگشت ، و خالق استوار ،
« قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ »
از زمين و آسمان