و عذاب شما ]
«
إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ »
خداوند مىداند بلند گفتن از هر سخن ، «
وَ يَعْلَمُ ما تَكْتُمُونَ »
( 110 ) و مىداند آنچه پنهان مىداريد ،
«
وَ إِنْ أَدْرِي »
و گوى كه من ندانم «
لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ »
مگر كه اين [ فرا گذاشتن شما بدرنگ و نشتابيدن به عذاب ] آزمايشى است شما را ، «
وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ »
( 111 ) و بر خوردارى اندك تا يك چندى .
«
قالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ »
گوى خداوندا كار برگزار بسزا ، «
وَ رَبُّنَا الرَّحْمنُ الْمُسْتَعانُ »
و خداوند ما كه رحمن است يارى خواستن ازوست ، «
عَلى ما تَصِفُونَ »
( 112 ) بر كشيدن بار اين ناسزاها و دروغها كه مىگوييد .
النّوبة الثانية
قوله : «
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى »
، ابن عباس و جماعتى از مفسّران گفتند كه سبب نزول اين آيت آن بود كه صناديد قريش در حطيم حاضر بودند و گرد كعبه مقدّسه سيصد و شصت بت نهاده و آن را ميپرستيدند رسول خدا ( ص ) بر ايشان خواند :
«
إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ »
، كافران را اين سخن دشخوار آمد بانگ برآوردند گفتند : ميبينيد اين محمّد كه خدايان ما را زشت گويد و دشنام دهد ؟ رسول خدا برفت و ايشان هم چنان در گفت و گوى بودند و در تحير ، عبد اللَّه بن الزبعرى فراز آمد و گفت چه بودست شما را كه چنين متحيّر و متغيّر گشتهايد و در گفت و گوى رفتهايد ؟ گفتند : محمّد خدايان ما را دشنام داد و ناسزا گفت كه :
«
إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ »
گفت او را باز خوانيد تا من با وى سخن گويم ، رسول خدا باز آمد ، گفت : يا محمّد هذا شيء لآلهتنا خاصّة او لكلّ من عبد من