التقدير سرّى و استديموا بقلوبكم ذكرى ، تجدوا فى مآلكم غفرى و تحظّوا بجميل برّى . مفهوم اين آيت حثّ مؤمنانست بر راه سنت و جماعت رفتن و در دين اقتدا بسلف كردن و از تأويل و تصرّف اهل بدعت پرهيز كردن .
پير طريقت گفت : ايمان ما از راه سمعست نه بحيلت عقل ، بقبول و تسليمست نه بتأويل و تصرف ، گر دل گويد چرا ؟ گويى من امر را سر افكندهام ، اگر عقل گويد كه چون ؟ جواب ده كه من بندهام ، ظاهر قبول كن و باطن بسپار ، هر چه محدث است بگذار ، و طريق سلف دست بمدار . «
وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ »
مىگويد مرا پرستيد كه معبود منم ، مرا خوانيد كه مجيب منم ، من آن خداوند بى انباز بىنيازم كه به هيچ چيز و به هيچ كس حاجت ندارم ، هر چه آفريدم براى شما آفريدم آسمان و زمين عرش و كرسى لوح و قلم طفيل وجود شمايند ، آنچه مصطفى ( ص ) گفت :
« ينزل اللَّه كلّ ليلة الى السّماء الدنيا بنى جنة عدن بيده غرس شجرة طوبى بيده يضع الجبّار قدمه فى النّار لا تسبّوا الدهر فانّ اللَّه هو الدهر .
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى »
مقصود ازين خلعتها نه اعيان آسمان و زمين عرش و كرسى و بهشت و دوزخ است و نه مقصود نواخت و تشريف آنست ليكن در حكم قدم رفته كه شما را درين منازل گذرى باشد و درين مواضع نظرى ، در هر منزلى ازين منازل ما از لطف خود نزلى بيفكنديم تا چون دوستان ما در رسند حظّ و نصيب خود از نواخت و تشريف ما بر گيرند .
7 - النّوبة الاولى
( 21 / 112 - 101 )
قوله تعالى : «
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى »
ايشان كه پيشى كرد ايشان را از ما خواست نيكو ، «
أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ »
( 101 ) ايشان از آن آتش دور داشتگانند .