تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
«
لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها »
آواز آتش نشنوند فردا ، «
وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ »
( 102 ) و ايشان در آنچه دلهاى ايشان آرزو خواهد جاويدانند . «
لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ »
بيم مهين ايشان را اندوهگن نكند ، «
وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ »
و در بر ايشان مىآيند فريشتگان ، «
هذا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ »
( 103 ) [ و مىگويند ايشان را ] اين آن روز نيكوى شما است كه وعده مىدادند شما را . «
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ »
آن روز كه بر نورديم آسمان را ، «
كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ »
چون بر نوشتن سجل نامه را ، «
كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ »
چنان كه مردم را بيافريديم باز ديگر باره باز آفرينم ، «
وَعْداً عَلَيْنا »
كردن اين كه ما گفتيم بر ماست ، «
إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ »
( 104 ) كه ما آن را خواهيم كرد . «
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ »
نبشتيم در آن نبشته كه نبشتيم ، «
مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ »
پس آن يادها كه در آن نوشتيم ، «
أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها »
كه اين جهان از جهانيان ميراث برند ، «
عِبادِيَ الصَّالِحُونَ »
( 105 ) بندگان من آن گروه نيكان . «
إِنَّ فِي هذا لَبَلاغاً »
درين سخن شرف وصيت و مدح بسنده است و آگاهى داد ، «
لِقَوْمٍ عابِدِينَ »
( 106 ) گروهى را كه خداى پرستانند . «
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ »
( 107 ) و نفرستاديم ترا مگر بخشايشى جهانيان را . «
قُلْ إِنَّما يُوحى إِلَيَّ »
گوى به من پيغام و فرمان ميدهند و آگاهى مىافكنند ، «
أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ »
كه خداى شما خداى يكتاست ، «
فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ »
( 108 ) گردن نهيد و بگرويد ؟ «
فَإِنْ تَوَلَّوْا »
اگر بر گردند از اسلام ، «
فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلى سَواءٍ »
بگو آگاه كردم شما را همسانى را [ تا من و شما در بودنى يكسان باشيم بدانش كه چه خواهد بود ] ، «
وَ إِنْ أَدْرِي »
و من نميدانم ، «
أَ قَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ »
كه سخت نزديكست يا دور تر يا ديرتر ، «
ما تُوعَدُونَ »
( 109 ) آنچه شما را وعده مىدهند [ از رستاخيز