شادى بر دست نهاده دمادم . بداود وحى آمد كه يا داود ذكرى للذاكرين و جنتى للمطيعين و كفايتى للمتوكلين و زيادتى للشاكرين ، و رحمتى للمحسنين و انسى للمشتاقين ، و انا خاصة للمحبين . اى داود هم طالبان و قاصدان حضرت ما مختلفست و ما رنج كسى ضايع نكنيم هر كس را آنچه سزاى اوست و همت او به دو دهيم ، انا عند ظن عبدى فليظن بى ما شاء ، ذاكران را گفتيم سلام و تحيت شما را ، مطيعان را گفتيم نعمت جنت شما را متوكلان را گفتيم كرامت كفايت شما را ، شاكران را گفتيم زيادت نعمت شما را ، محسنان را گفتيم فضل و رحمت شما را ، مشتاقان را گفتيم انس و سلوت شما را ، محبان را گفتيم شما مرا من شما را . من آن خداوندم كه ببندهء خود بفضل خود نزديكم ، ناخوانده بوى نزديكم ، ناجسته و نادر يافته بوى نزديكم ، بعلم نزديكم و از وهمها دور ، بهرهء محبان خودم و بهره رسان من دور ، ياد من عيشست و مهر من سور ، شناخت من ملك است و يافت من سرور ، صحبت من روح است و قرب من نور .
قوله : «
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ »
قال يحيى بن معاذ : حان لك ان تحاسب نفسك فقد مضى اكثر عمرك و تنزجر عن الغفلة ، فقد نوديت و دعيت الى الانتباه نداء لم يبق لاحد معه عذر . و هو قوله : «
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ »
فرحم اللَّه عبدا حاسب نفسه قبل ان يحاسب ، و وزن اعماله قبل ان توزن و انتبه من غفلته قبل ان ينتبه .
اولئك هم الأبرار . نزديك آمد وقت حساب بندگان ، و بندگان در خواب غفلتند اينك رستاخيز با هيبت روى نهاد بآفريدگان و ايشان مست شهوت ، نه ديدهء آن كه صورت روزگار خويش به بينند ، نه همت آن كه روزى شمار خود برگيرند ، نيكمردان و جوانمردان بحقيقت ايشانند كه از عرض گاه و خطرگاه قيامت بترسند ، و از بيم حساب فردا امروز حركات و سكنات خود بشمارند ، لباس مراقبت در پوشند و گوش باقوال و اعمال و احوال خود دارند و ساحت سينهء خود را از لوث غفلت مطهر دارند ، چون ميدانند كه اللَّه تعالى محصى انفاسست ، و عالم بحواسست و آن را روز شمار باز خواستست ، بىاجازت شريعت يك دم نزنند . و بىاذن حقيقت يك قدم ننهند ، و