تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
«
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ »
گرنه سخنى بودى پيش رفته از خداوند تو [ كه عمرها و رزقهاى تمام بسپارم ] «
لَكانَ لِزاماً »
در پيچيدندى در ايشان و در رسيدندى و فرو گرفتندى ، عذاب خداوند تو ، «
وَ أَجَلٌ مُسَمًّى »
( 129 ) و اگر نه روزهاى پسين نام زد كرده بودى . «
فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ »
شكيبايى كن بر آنچه ترا ميگويند ، «
وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ »
به پاكى بستاى و بسزاوارى ياد كن و پاك دان خداوند خويش را ، «
قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها »
پيش از بر آمدن آفتاب و پيش از فرو شدن آن ، «
وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ »
و از ساعتهاى شب هم بستاى او را و نماز كن ، «
وَ أَطْرافَ النَّهارِ »
و بر گوشه‌هاى روز ، «
لَعَلَّكَ تَرْضى »
( 130 ) تا مگر ترا خشنود كند تا خشنود شوى . «
وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ »
و مكش نگرستن دو چشم خويش را ، «
إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ »
به آنچه بر خود دار كرديم و فرا داشتيم به آن ، «
أَزْواجاً مِنْهُمْ »
مردى چند وزنى چند از ايشان ، «
زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا »
شكوفهء اين جهانى كه بيفروزد و به نپايد ، «
لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ »
تا ايشان را به آن فنته مىكنيم و مىآزمائيم ، «
وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى »
( 131 ) و روزى خداوند تو روز بروز به و بركت آن پاينده‌تر . «
وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ »
و كسان خويش را به نماز فرماى ، «
وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها »
و خود بر نماز كردن شكيبايى كن ، «
لا نَسْئَلُكَ رِزْقاً »
از تو نمىخواهيم كه داشت خودساز و خود را روزى ده ، «
نَحْنُ نَرْزُقُكَ »
ما خود ترا داريم و روزى رسانيم ، «
وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى »
( 132 ) و سرانجام پيروزى بپرهيزگارى است . «
وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ »
ميگويند چرا بما نشانى و معجزه‌اى نيارد از خداوند خويش ، «
أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ »
نرسيد بايشان ، «
بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى »
( 133 ) خبر درست من از كتابهاى پيشين ، [ كه چه نمودم ايشان را و نپذيرفتند و ايشان آن شنيده بودند ] .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 193 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )