و از قيامت و هول رستاخيز نترسد ، اما بندهء مسلمان كه ببعث و نشور ايمان دارد و از احوال و اهوال رستاخيز پيوسته ترسان و لرزان بود ، او را كه بيدار كنند بآواز فريشتهء رحمت ، بنعت لطف و كرامت بيدار كنند . هر مؤمنى را فريشتهاى آيد بسر خاك وى با هزاران لطف و رحمت و انواع كرامت كه يا ولى اللَّه خيز ، كه اللَّه تعالى ترا ميخواند .
قوله : «
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً »
الاية . از روى ظاهر هيبت و سطوت عزت خود بخلق مينمايد ، و از روى باطن بندگان و دوستان خود را تشريف ميدهد كه ما اين زمين را فراش شما گردانيديم ، و بساط شما ساختيم . چون شما نباشيد بساط بچه كار آيد ، آسمان سقف شما ساختم ، ستاره دليل شما ، آفتاب طباخ شما ، ماه شمع رخشان شما ، چون شما رفتيد شمع بچه كار آيد ، و دليل چه كند ، بساطى كه براى دوست كردند چون برفت ناچار برچينند ، چون شما رفتيد ما اين بساط بر گيريم كه نه كسى ديگر را خواهيم آفريد .
« هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً »
آسمان و زمين و ماه و آفتاب و جبال راسيات و بحار زاخرات دلالهء راه شما بودند هر يكى را مشعلهاى در دست نهاده و فراراه شما داشته . فردا كه وقت نظر بود همه را از پيش تو برگيريم ، گوئيم خبر رفت و نظر آمد ، برهان وقتى بايد كه عيان نبود ، چون عيان آمد برهان چه كند ، دلاله چندان به كار آيد كه دوست بدوست نرسيده است ، اما چون دوست بدوست رسيد دلاله را چكند ، چون روزگار روزگار خبر بود هدهد در ميان بايد تا خبر دهد ، امّا چون عهد نظر آمد هدهد به كار نيايد . مصطفى ( ص ) تا بمكّه بود جبرئيل آمد شدى مىداشت چون بسدرهء منتهى رسيد جبرئيل بايستاد ، گفت ما اكنون حجاب گشتيم دوست بدوست رسيد واسطه به كار نيست ، و دلاله اكنون جز حجاب نيست . «
يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ »
الاية . مصطفى ( ص ) گفت :
« انّ الرّجل من امتى ليشفع للفئام من الناس فيدخلون الجنّة بشفاعته . و انّ الرّجل ليشفع للقبيلة و انّ الرّجل ليشفع للعصبة ، و انّ الرّجل ليشفع لثلاثة نفر ، و للرّجلين و للرّجل »
و
روى انّ من هذه الامّة لمن يشفع يوم القيامة لاكثر من ربيعة و مضر ، فيشفع كل رجل على قدر عمله .
و عن