«
ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ »
پس آن اللَّه تعالى بگزيد او را ، «
فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى »
( 122 ) توبه داد او را و راه نمود [ بسخنانى كه به آن ازو خشنود شد و او را عفو كرد ]
«
قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً »
گفت فرورويد از آسمان همگان ، «
بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ »
آدم و حوا ابليس را دشمن ، و ابليس ايشان را دشمن ، «
فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً »
اگر بشما آيد از من پيغامى براهنمونى ، «
فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ »
هر كه پى برد براهنمونى من [ و فرمان و پيغام من ] ، «
فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى »
( 123 ) نه [ درين جهان ] گمراه گردد نه [ در آن جهان ] بدبخت .
النوبة الثانية
قوله : «
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ »
قرأ بو عمرو ينفخ بالنون و فتحها و ضمّ الفاء كقوله ، و نحشر ، و قرأ الآخرون ينفخ بالياء و ضمها و فتح الفاء على غير تسمية الفاعل . خلافست ميان علماء تفسير كه صور چيست ؟ قول حسن با جماعتى آنست كه صور جمع صورتست و معنى نفخ صور آنست كه فردا در قيامت ربّ العزّة صورتهاى خلق باز آفريند چنان كه در دنيا بود ، آن گه روحها در وى دمند چنان كه در دنيا در رحم مادر صورت بيافريد و روح در وى دميدند . باز جمهور مفسران مىگويند كه صور شبيه قرنى است و اسرافيل در دهن گرفته و گوش بر فرمان حق نهاده تا كى فرمايد او را كه در آن دمد : اوّل نفخهء فزع چنان كه ربّ العزّة گفت :
« وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ »
. پس نفخهء صعق چنان كه گفت :
« فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ »
. سوم نفخهء بعث چنان كه گفت :
« ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ »
.
قومى گفتند اسرافيل صاحب صور نيست فريشتهاى ديگر صاحب صور است كه عائشة روايت مىكند از مصطفى ( ص ) كه گفت :
انّ اسرافيل له جناح بالمشرق ، و