نفروشى ، كه ايشان بر كشيدگان ذكر مااند ، نام نهادگان فضل مااند ، آراستگان لطف مااند ، برداشتگان مشيّت مااند ، از علم آمده ، بر تقدير عرض كرده ، از ارادت نشان يافته ، از حكم توقيع بر كشيده ، در ازل پديد آوردهء علم من ، امروز موجود امر من ، فردا نگاه داشتهء حكم من ، علم ولايت ازل دارد . امر ولايت وقت دارد ، حكم ولايت ابد دارد ، سلطان كه خاصگيان دارد هر يكى را ولايتى دهد ، ولايت سه است : ولايت ازل ، ولايت وقت ، ولايت ابد . اى علم تو جانب ازل گير ، اى امر تو راه وقت گير ، اى حكم تو دامن ابد گير ، اى آدمى ترا سه صفت دادم و آخر بخودت رسانيدم : اول بسلطان علم سپردم ، پس بپادشاه امر دادم ، پس بشاهنشاه حكم تسليم كردم ، پس اين ندا در عالم دادم كه :
« وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى »
اى علم تو بامر ده ، اى امر تو به حكم ده ، اى حكم تو به من ده ، علم همه صفاست ، امر همه بلاست ، حكم همه بقاست ، كه داند كه درين اسرار چه تعبيههاست .
5 - النّوبة الاولى
( 20 / 123 - 102 )
قوله تعالى : «
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ »
آن روز كه در صور دمند ، «
وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ »
و با هم آريم [ انگيخته ] آن روز بدكاران را ، «
زُرْقاً »
( 102 ) سبز چشمان .
«
يَتَخافَتُونَ بَيْنَهُمْ »
با يكديگر براز مىگويند ، «
إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْراً »
( 103 ) نبوديد [ در آن گيتى ] مگر ده روز .
«
نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَقُولُونَ »
ما دانيم آنچه مىگويند ، «
إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً »
انگه كه مىگويند ايشان كه پاك سيرت و راست سخنتراند «
إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يَوْماً »
( 104 ) نبوديد مگر يك روز .