انّها كلّها لغات . يقال ملكت الشيء ملكا و ملكا و ملكا ، بالحركات الثلاث فى الميم ، و المعنى ما اخلفنا موعدك و نحن نملك امرنا ، و قيل ما اخلفنا موعدك باختيارنا .
و من قرأ بالضمّ معناه بقدرتنا و سلطاننا ، و ذلك انّ المرء اذا وقع فى البلية و الفتنة لم يملك نفسه . پارسى آنست كه ما خلاف نكرديم وعدهء تو بدست رس خويش ، و اين چنانست كه گويند فلان كس بر كار خويش نه پادشاهست ، يعنى كار او نه بدست اوست .
«
وَ لكِنَّا حُمِّلْنا »
قرأ ابو عمرو و حمزة و الكسائى و ابو بكر عن عاصم و روح و ابن حسان عن يعقوب ، « حملنا » بفتح الحاء و تخفيف الميم ، قرأ الآخرون « حملنا » بضمّ الحاء و تشديد الميم ، اى - جعلونا نحملها و كلفنا حملها «
أَوْزاراً مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ »
اى - من حلى قوم فرعون ، سماها اوزارا لانّهم اخذوها على وجه العارية فلم يردوها ، و قيل انّ اللَّه تعالى لمّا اغرق فرعون و قومه نبذ البحر حليهم فاخذوها و كانت غنيمة ، و لم تكن الغنيمة لهم حلالا فى ذلك الزمان فسمّا اوزارا به اين هر دو قول اوزار بمعنى اثام است و بعضى مفسران گفتند اين پيرايه خواستن بعاريت از قبطيان ، موسى فرمود ايشان را بفرمان اللَّه و آن حلال بود ايشان را ، به اين قول اوزار بمعنى اثقال است يعنى كه پيرايه بسيار بود و برداشتن آن برايشان گران بود مفسران گفتند موسى كه كه بميعاد حقتعالى رفت با ايشان وعده كرده بود كه بچهل روز باز گردد سامرى روز و شب هر دومى شمرد چون بيست روز گذشته بود گفت وعده بسر آمد و چهل گذشت بيست روز و بيست شب ، اما موسى ( ع ) وعده خلاف كرد و نيامد از آنكه شما پيرايهء حرام داريد از قبطان بعاريت ستده ، ايشان گفتند اكنون چه تدبيرست و راى تو در آن چيست ، گفت آتشى سازيم و همه در آتش افكنيم . سامرى حفرهاى بكند و آتش بر افروخت و آنچه داشت از پيرايه در آتش افكند ، و بنو اسرائيل آنچه داشتند همه در آتش افكندند ، اينست كه رب العالمين از ايشان حكايت كرد «
فَقَذَفْناها فَكَذلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ »
. پس چون ايشان برگشتند سامرى آن زر گداخته بيرون آورد و صنعت زرگرى دانست و از آن سبيكه صورت گوسالهاى بساخت ، بجواهر